تبلیغات
وبلاگ - مطالب شهریور 1396

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :وبلاگ
تاریخ:چهارشنبه 29 شهریور 1396-09:01 ق.ظ

جملات متن های زیبای بازگشایی مدرسه


لینک منبع و پست :جملات متن های زیبای بازگشایی مدرسه
http://www.jazzaab.net/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87.html


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:پنجشنبه 23 شهریور 1396-01:01 ب.ظ

آشنایی با برترین جنگنده های دنیا در سال ۲۰۱۷


لینک منبع و پست :آشنایی با برترین جنگنده های دنیا در سال ۲۰۱۷
http://www.jazzaab.net/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84.html


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:چهارشنبه 8 شهریور 1396-05:27 ق.ظ

گلکسی نوت ۸ سامسونگ بهترین صفحه نمایش جهان را در اختیار دارد


کمپانی سامسونگ به‌زودی پرچم‌دار سری نوت را به بازار عرضه خواهد کرد. لابراتوار دیسپلی‌میت اعتقاد دارد که این محصول دارای بهترین صفحه‌نمایش حال حاضر جهان است.

شرکت سامسونگ در تاریخ ۱۵ سپتامبر سال جاری، پرچم‌دار سری نوت را با نام گلکسی نوت ۸ وارد بازار خواهد کرد. نتیجه‌ی تست‌های انجام‌گرفته توسط دیسپلی‌میت، نشان‌دهنده‌ی کیفیت و روشنایی بالای صفحه‌نمایش نوت ۸ است. این لابراتوار اعتقاد دارد صفحه‌نمایش ۶.۳ اینچی و امولد این محصول، بهترین صفحه‌نمایش حال حاضر جهان است. ماژول اینفینیتی دیسپلی سامسونگ که در گوشی‌های اس ۸ و اس ۸ پلاس به کار گرفته شده، دارای مزایای بسیار زیادی است که قبلا لابراتوار دیسپلی‌میت به بررسی آن‌ها پرداخته بود. ولی شرکت سامسونگ به کیفیت موجود اکتفا نکرده و در فبلت جدید خود یعنی گلکسی نوت ۸، این صفحه نمایش بی‌نظیر را بازهم بهبود داده است.

galaxy note 8

به اعتقاد دیسپلی‌میت، رزولوشن +qHDا(۲۹۶۰×۱۴۴۰) با چگالی ۵۲۱ نقطه در اینچ که روی یک صفحه با اندازه‌ی ۶.۳ اینچ و با نسبت تصویر ۱۸.۵ به ۹ به کار رفته است، در کنار پنل سامسونگ که از مزایایی مانند رندرینگ زیرپیکسل و پیکسل‌های الماسی بهره می‌برد؛ باعث به وجود آمدن صفحه‌نمایشی با کیفیت مثال‌زدنی شده‌اند. یکی از بهبودهای چشم‌گیر گلکسی نوت ۸ نسبت به اس ۸ و اس ۸ پلاس، روشنایی صفحه‌نمایش است. صفحه نمایش جدید دارای روشنایی ۱۲۰۰ نیت است که نسبت به مدل قبلی ۲۰۰ نیت افزایش یافته است. همچنین محصول جدید با ۴ پروفایل رنگ مختلف به فروش می‌رسد که توسط کاربر قابل انتخاب است. مدل اصلی از سیستم رنگی sRGB gamut استفاده می‌کند و در کنار آن نمایش پویا، امولد سینما و امولد فوتو می‌توانند انتخاب‌های دیگری برای کاربران باشند. در این بین دیسپلی‌میت معتقد است که حالت رنگ پایه باید اعتدال را در کاربردهای مختلف رعایت کند تا بتواند رضایت کاربران به دست آورد.

مقاله‌های مرتبط:

محدوده‌ی رنگ gamut صفحه نمایش فبلت به ۱۱۲ درصد از فضای DCI-P3 محدود می‌شود و اجازه می‌دهد که گلکسی نوت ۸ رنگ‌ها را با دقت بیشتری در محیطی با نور بالا نشان دهد؛ درحالی‌که پنل نیز از زاویه‌ی دید مناسبی برخوردار است و در زاویه ۳۰ درجه، روشنایی آن ۲۹ درصد کاهش می‌یابد و تغییر رنگ در زوایای مختلف به حداقل خود رسیده است که در مقایسه با بهترین پنل‌های ال‌سی‌دی که از ۵۵ درصد کاهش نور در زاویه‌ی ۳۰ درجه رنج می‌برند؛ رقم شگفت‌انگیزی است. سامسونگ موفق به بهبود حالت صرفه‌جویی در مصرف انرژی گلکسی نوت ۸ در مقایسه با اس ۸ و اس ۸ پلاس شده؛ ولی میزان مصرف انرژی در حداکثر کارایی، مشابه با دو مدل قبلی است.

note 8

گلکسی نوت ۸ از سوی Uhd Alliance موفق به کسب گواهینامه‌ی HDR Premium شده است که معمولا به تلویزیون‌های 4K UHD با کیفیت بالا داده می‌شود که قادر به ارائه‌ی قابلیت‌های HDR، نظیر امکان نمایش طیف گسترده‌ای از رنگ‌ها، روشنایی و کنتراست هستند. پنل اولد این فبلت، نمایش دقیق رنگ‌های سیاه و سفید را ضمانت می‌کند؛ درحالی‌که پردازشگر ویدیوی آن می‌تواند محتوای استاندارد را بهبود دهد تا تصویری مشابه فیلم‌هایی که به‌طور خاص برای مشاهده به‌صورت HDR ساخته شده است، نمایش داده شود. علاوه بر این موارد، دیسپلی‌میت به ستایش کارایی «حالت شب» جدید سامسونگ و فیلتر نور آبی و استفاده از گوریلاگلس ۵ خمیده برای حفاظت هرچه بیشتر صفحه‌نمایش در مقابل ضربه و خراش و سایر صدمات فیزیکی پرداخته است. گلکسی نوت ۸ در بسیاری از نقاط جهان آماده‌ی پیش‌فروش است و سامسونگ انتظار دارد این محصول در تاریخ ۱۵ سپتامبر در بازار‌های آمریکا، کانادا، اروپا و استرالیا و چند کشور دیگر عرضه شود.



لینک منبع

مطلب گلکسی نوت ۸ سامسونگ بهترین صفحه نمایش جهان را در اختیار دارد در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :گلکسی نوت ۸ سامسونگ بهترین صفحه نمایش جهان را در اختیار دارد
http://mofidestan.ir/2017/08/29/%da%af%d9%84%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%aa-%db%b8-%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%b3%d9%88%d9%86%da%af-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b5%d9%81%d8%ad%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%ac/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:چهارشنبه 8 شهریور 1396-05:01 ق.ظ

آلبینسم


آلبینسم

خبرگزاری آریا –
علل بیماری آلبینیسم, بیماری زالی
زالی یا آلبینیسم نوعی بیماری ژنتیکی و تا حدی شایع در بین جوامع انسانی است
آلبینسم (به انگلیسی: Albinism) یا زالی نوعی بیماری ژنتیکی از نوع اتوزومی مغلوب است است که به دلیل نقص مادرزادی یک آنزیم، تیروزین به ملانین تبدیل نمی‌شود. عدم توان تولید رنگدانه ملانین موجب می‌شود که رنگ پوست بیمار سفید باشد.
آلبینیسم از كلمه یونانی (Albus) به معنی سفید گرفته شده است. آلبینیسم یك خطای ارثی است، كه نتیجه آلل های مغلوبی است كه از پدر و مادری كه ناقل آن هستند به فرزندان منتقل می شود. تغییرات ژنی زیادی وجود دارند كه اثبات شده، كه با آلبینیسم مرتبط هستند.
علائم و نشانه ها
• بیشتر بیمارانی که به 1OCA مبتلا هستند، پوست و موی سفیدی همچون برف دارند و این در حالی است که اثری از رنگدانه در چشمان آنها نیز دیده نمی‌شود. در این افراد عنبیه چشم به رنگ آبی بسیار ملایم است، حال آن‌ که ممکن است مردمک چشم قرمز رنگ باشد. این سرخ رنگی ناشی از نوری است که وارد مردمک شده و رگ‌های خونی درشبکیه را منعکس می‌کند.
• البته به صورت طبیعی مردمک چشم مشکی است، زیرا مولکول‌های رنگدانه در شبکیه، نوری را که وارد چشم می‌شود جذب می‌کنند و از پرش آن به محیط اطراف جلوگیری می‌کنند (نام دیگر این نوع زالی کامل است).
• در بیمارانی که به نوع 2OCA مبتلا هستند نیز مقادیر بسیار کمی رنگدانه تولید می‌شود و از این رو ممکن است موی این افراد بلوند روشن تا قهوه‌ای روشن باشد(نام دیگر این نوع زالی چشم است).
• معمولا عنبیه این افراد از طیف رنگی آبی تا خاکستری روشن است و مردمک نیز قرمز تیره تا خاکستری روشن.
• در کل، بیماران مبتلابه آلبینیسم حساسیت زیادی به نورهای روشن و شدید و درخشندگی آن دارند. کندی در بینایی در دوران کودکی از مهم‌ترین نشانه‌های این بیماری است که پزشکان توجه خاصی به آن دارند.
• از سوی دیگر، دوربینی و نزدیک‌بینی که باناهمخوانی در بینایی همراه است، این افراد را با مشکلات زیادی همراه می‌کند. اما انحراف در چشم‌ها که هم به صورت عمودی و هم افقی است، از دیگر نشانه‌های روشن ابتلا به این بیماری به شمار می‌آید.
انواع طبقه بندی آلبینیسم:
علل بیماری آلبینیسم, بیماری زالی
بیماران مبتلابه آلبینیسم حساسیت زیادی به نورهای روشن و شدید و درخشندگی آن دارند
آلبینیسم به دو گروه تقسیم می شود:
· تیروزیناز مثبت
· تیروزیناز منفی
در مورد تیروزیناز مثبت، آنزیم تیروزیناز وجود دارد ولی نمی تواند سلول های تولید كننده رنگیزه را به تولید ملانین وادار كند و در واقع آنزیم به فرم غیر فعال است. در مورد تیروزیناز منفی، اصلا آنزیم لازم برای سنتز ملانین وجود ندارد.
دو گروه اصلی آلبینیسم در انسان
* (OCULOCUTANEOUS): در آلبینیسم نوع اول از دست رفتن رنگیزه در مو، چشم ها و پوست رخ می دهد.
* (OCULAR): در آلبینیسم نوع دوم (چشمی) فقط چشم ها دچار كمبود رنگیزه هستند. افراد دارای آلبینیسم چشمی، مو و پوست نرمال دارند و بسیاری حتی ممكن است رنگ چشم نرمال نیز داشته باشند.
علل بیماری آلبینیسم
علل بیماری آلبینیسم, بیماری زالی
زالی یا آلبینیسم نوعی بیماری ژنتیکی و تا حدی شایع در بین جوامع انسانی است که بر اثر آن بدن قادر به ساخت رنگدانه ملانین نبوده و پوست، مو و چشمان شخص زال رنگ روشنی به خود می گیرد. زالی به دو صورت چشمی پوستی و چشمی در انسان ها دیده می شود.
انتقال بیماری
ژن زالی مغلوب است یعنی اگر فردی یک ژن زالی که در واقع ژن ساخت ملانین است که به دلایلی معیوب شده روی یک کروموزوم داشته باشد اگر ژن سالم دومی کروموزوم دیگر داشته باشد آن ژن سالم وظیفه ژن معیوب را برعهده می گیرد و فرد دچار زالی نمی شود.
اگر فرزندی از پدر و مادری که هر دو یک ژن زالی دارند متولد شود 25 درصد احتمال دارد که کودک زال باشد، 50 درصد احتمال ناقل بودن وجود دارد یک ژن معیوب داشته باشد و 25 درصد احتمال دارد که ژن های کاملا سالم داشته باشد.
اگر یکی از والدین سالم و دیگری زال باشد همه فرزندان ناقل و اگر یکی ناقل و دیگری زال باشد 25 درصد احتمال ناقل بودن فرزند و 75 درصد احتمال زال بودن فرزندان وجود دارد. اگر والدین هر دو زال باشند همه فرزندان زال خواهند شد.
مشکلات بیماران زال
علل بیماری آلبینیسم, بیماری زالی
ο مشکلات بینایی یکی از این مشکلات است. برخی افراد مبتلا به زالی دید بسیار کمی دارند. بعضی تقریبا نابینا هستند. علاوه بر این مورد، اشکالات بینایی دیگری همچون لوچی، تنبلی چشم و آستیگماتیسم نیز ممکن است در این افراد وجود داشته باشد.
ο ملانین علاوه بر رنگ دادن به پوست، چشم‌ها و موها، از پوست در برابر نور خورشید محافظت می‌کند. بدون ملانین کافی پوست توان محافظت از خود را نخواهد داشت. افرادی که زالی دارند، زودتر دچار آفتاب سوختگی می‌شوند. بنابراین لازم است حتماً از کرم ضدآفتاب استفاده کنند.
ο این افراد ممکن است به پیری زودرس مبتلا شوند.
ο براساس تحقیقات مشخص شده است که مبتلایان به آلبینیسم به شدت در معرض خطر ابتلا به نوعی سرطان پوستی موسوم به «کارسینوما» قرار دارند. کارسینوما، غده سرطانی لایه برونی پوست بدن است که ممکن است لایه‌های عمقی پوست را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
پیشگیری
از آنجا که این بیماری ارثی است راهی برای پیشگیری وجود ندارد.
درمان بیماری
علل بیماری آلبینیسم, بیماری زالی
برخی افراد مبتلا به زالی دید بسیار کمی دارند
چون بیماری ژنتیکی است درمان علامتی است. به عنوان مثال محققان علوم پزشکی به مبتلایان به این بیماری توصیه می‌کنند که تا حد امکان خود را از نور خورشید محافظت کنند. اما هنوز یک روش درمانی قطعی برای کمک به این افراد ارائه نشده است.
گردآوری: بخش زیبایی بیتوته
منابع:
alodoctor.ir
lms.bums.ac.ir




لینک منبع

مطلب آلبینسم در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :آلبینسم
http://mofidestan.ir/2017/08/30/%d8%a2%d9%84%d8%a8%d9%8a%d9%86%d8%b3%d9%85/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:پنجشنبه 2 شهریور 1396-09:28 ق.ظ

نسل جدید لندروور دیفندر به زودی در سراسر جهان عرضه میشود


لندروور دیفندر

لندروور دیفندر ، شرکت لندروور در سال 2016 پس از 30 سال تولید شاسی بلند نمادین Defender را به پایان رساند. این خودرو با قطع تولید آن موجب ناامیدی طرفداران شد زیرا انتظار می رفت تولید ادامه داری داشته باشد.

اما همانطور که می دانید دردها موقتی هستند و ناامیدی درباره دیفندر نیز این گونه می باشد.
براساس گزارش ها نسل بعدی دیفندر در سال‌های آینده صورت گرفته وعرضه آن جهانی خواهد بود.
به گفته Automotive News، لندروور دیفندر نسل جدید با همان ساختار D7U برپایه رنجروور و رنجروور اسپرت به تولید می رسد.

پلتفرم آلومینیومی موجب کاهش وزن دیفندر شده و همین امر کاهش هزینه به دنبال خواهد داشت.
باتوجه به اینکه قاب مدل مترادف با برخی مدل های دیگر است،
لندروور وعده داده دیفندر جدید همچنان یک مدل در کلاس خود باقی می ماند.

احتمالا در آینده نزدیک نسخه مفهومی آن رونمایی می شود. Gery McGovern مدیر اجرایی کمپانی اخیرا در مصاحبه ای بیان داشت که نسل جدید لندروور دیفندر با سبک بدنه مختلفی راهی بازار خواهد شد. همچنین مدل می تواند در قالب دو درب و چهار درب به فروش برسد و می تواند با پیشرانه چهار سیلندر Ingenium جگوار لندروور همراه باشد. سال گذشته در ماه سپتامبر JLR سرمایه گذاری 39.5 میلیون دلاری برای فناوری جدید موتورهای Ingenium کرده است.

لندروور دیفندر

گزارش جدید می گوید دیفندر نسل جدید در تمامی بازارهای جهانی به فروش می رسد ،
می تواند این امر خوشایند باشد. تعداد محدودی از دیفندر در بین سال های 1993 تا 1997 ،
در بازار ایالات متحده به فروش رسیدند. احتمالا نسل جدید دیفندر در کارخانه Nitra اسلواکی،
جگوارلندروور به تولید می رسد. به هر حال برای کسب جزئیات بیشتر باید منتظر ماند،
تا مشخص شود بریتانیایی ها چه برنامه ای در سر دارند.

پرشین خودرو



لینک منبع

مطلب نسل جدید لندروور دیفندر به زودی در سراسر جهان عرضه میشود در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :نسل جدید لندروور دیفندر به زودی در سراسر جهان عرضه میشود
http://mofidestan.ir/2017/08/23/%d9%86%d8%b3%d9%84-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%84%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%81%d9%86%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%b3/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:پنجشنبه 2 شهریور 1396-09:01 ق.ظ

آقا شاگرد نمی‌خواهید؟


مروری بر تابستان‌های پركار و پربار ما


آقا شاگرد نمی‌خواهید؟


کودک و نوجوان > فرهنگی – اجتماعی – فرهاد حسن‌زاده:
«اوقات فراغت»؛ فکر می‌کنم این مفهوم اوقات فراغت چند سالی است که اختراع شده و مربوط به دهه‌های اخیر است. مثل گوشی موبایل و بازی‌های دیجیتال و سرگرمی‌های دیگر که تابستان‌ها بازارشان داغ‌تر می‌شود.

به تابستان‌های آن سال‌ها كه فكر می‌كنم دلم برای كودكی‌های خودم تنگ می‌شود. كودكی‌هایی كه انگار همه‌‌چیز واقعی بود و ما فرصت این را داشتیم كه زندگی را تجربه كنیم و مثل خرگوشی در دل جنگل هم بزرگ شویم و هم مواظب خودمان باشیم كه مبادا شیری ما را ببلعد.

از سویی دیگر فکر می‌کنم همان دوران و فعالیت‌هایش بود که شخصیت ادبی و هنری مرا شکل داد.آن سال‌ها مدرسه كه تمام می‌شد اكثر بچه‌ها راه می‌افتادند توی خیابان‌ها، به در مغازه‌ها می‌رفتند و می‌گفتند: «آقا شاگرد نمی‌خواهید؟» و تجربه آغاز می‌شد.

دوچرخه شماره ۸۸۴

  • تجربه‌ی آدامس‌فروشی

اولین تجربه‌ای كه از كار‌كردن در ذهن دارم آدامس فروشی است. بچه‌هایی را دیده بودم كه این كار را می‌كردند و فكر كرده بودم چرا من این كار را نكنم؟ پدرم مغازه‌ی خواروبارفروشی داشت. مغازه‌ای كه اگر این زمان بود بهش مینی‌سوپر می‌گفتند.

در مغازه‌ی پدرم همه‌چیز پیدا می‌شد. از سوزن خیاطی بگیرید تا نخود و لوبیا و تله‌موش و پستانك بچه. وقتی از پدرم خواستم كه یك جعبه‌ آدامس بدهد تا ببرم توی خیابان‌ها بچرخم و بفروشم، اخم‌هایش را در هم كرد و گفت: «لازم نكرده.»

من گفتم لازم كرده و هی اصرار پشت اصرار. ولی او قبول نمی‌كرد. آخرش دست به دامن بی‌بی‌ام شدم. توی خانه‌ی ما همیشه بی‌بی حرف آخر را می‌زد. بی‌بی مادربزرگم بود و با ما زندگی می‌كرد. پیرزنی لاغر و قدبلند و مهربان كه گاهی قصه برایمان می‌گفت و گاهی مهربانی‌اش از جیبش با یك شكلات مینو بیرون می‌زد.

صبح زود با یك جعبه آدامس راه افتادم توی خیابان‌ها. یك جعبه‌ی آدامس خروس‌نشان كه فكر كنم صدتایی آدامس داخلش چیده شده بود. هفت سالم بود و نمی‌دانستم كسی كله‌ی سحر آدامس نمی‌خرد. به هر‌كس كه می‌رسیدم گردنم را كج می‌كردم و می‌گفتم: «آقا آدامس، خانم آدامس، آدامس خروس‌نشان دارم یه قرون.»

تابستان‌های آبادان خیلی داغ بود و مردم صبح‌ها بیرون نمی‌آمدند، مگر این‌كه بخواهند سر كار بروند. در عوض غروب‌ها می‌زدند بیرون و می‌رفتند خرید و سینما و باشگاه و تفریح. اما كار من به غروب نكشید. لنگ ظهر بود كه خوردم به تور چند تا بچه‌ی شرور.

توی یكی از پارك‌ها بسته‌ی آدامس را گذاشته بودم روی نیمكتی و رفته بودم سراغ بازی. سرسره‌ها داغ بودند و پوست آدم تاول می‌زد. ولی كیف می‌داد و نمی‌شد از سرسره گذشت. تكه‌مقوایی پیدا كردم و زیرم انداختم و شروع كردم به سُر خوردن.

یك مرتبه سروكله‌شان پیدا شد. داشتند می‌رفتند طرف آدامس‌ها. با كله دویدم طرفشان و جعبهی آدامس را برداشتم. یكی‌شان كه گنده‌ترین‌شان بود گفت: «نترس، می‌خواهیم بخریم.»

پنج نفر بودند و گفتند پنج‌تا می‌خواهیم. من خوشحال بسته را گرفتم جلویشان كه بردارند. یك مرتبه بووووم. یكی‌شان زد زیر دستم و آدامس‌ها توی هوا پخش شدند. تا آمدم به خودم بجنبم شروع كردند به غارت آدامس‌های بر زمین ریخته.

با گریه برگشتم خانه. همه سرزنشم می‌کردند و این وسط فقط بی‌بی بود كه دلداری‌ام می‌داد. اولین تجربه‌ی شکست و اولین رویارویی با واقعیت‌های موجود. دنیا فقط رؤیاهای ذهنی من نبود.

دوچرخه شماره ۸۸۴

  • موفقیت چه‌طور به دست می‌آید؟

برادری دارم كه چهارسال از من بزرگ‌تر است. او هم اهل کار و کاسبی بود. یك سال با او شریك شدم و «شانسی» فروختم. شانسی چی بود؟ شانسی عبارت بود از تعدادی اسباب‌بازی و خرت‌وپرت ریز و درشت که در یك كیسه‌ی پلاستیكی جمع شده بود.

اسم این محتویات روی برگه‌های كوچكی نوشته شده بود و هركس دو ریال می‌داد و یك كاغذ بیرون می‌كشید. شانسش هرچه بود به او تقدیم می‌كردیم. بزرگ‌ترین و باارزش‌ترین شیء آن، یك توپ پلاستیكی بود یا یك عروسك. كم‌ارزش‌هایش هم مدادتراش و گیره‌ی موی ‌سر بود.

دوتایی توی كوچه‌های آفتاب‌زده می‌چرخیدیم و شانسی می‌فروختیم. درآمدش خوب بود. حالا كه فكر می‌كنم درآمد برای من مهم نبود. مهم گشتن و داد‌زدن و هیجان فروش بود. ولی توی این كار جرزنی هم بود و باید مراقب راهزن‌های محلی هم می‌بودی.

فكرش را بكن یك آقای جوان 100 كیلویی به عشق بردن توپ لاكی، یک شانسی می‌خرید و به جای توپ، یك گیره‌ی موی سر دخترانه نصیبش می‌شد. گاهی این جایزه از فحش هم بدتر بود. درس مهم این شغل: موفقیت، شانسی به دست نمی‌آید.

  • خوش‌بختی، كار، عكاسی

تابستان‌هایم پر از حرکت و کار و شوق بود. اگر بخواهم از همه بگویم حوصله‌ها می‌طلبد. اگر بخواهم از فروش آب‌یخ توی بازار جمشید‌آباد به رهگذرهای تشنه بگویم، یا «تیسه‌گردی» توی محله‌های کارمند‌نشین شرکت نفت برای پیدا‌کردن بطری و سیم‌مسی و زباله‌های بازیافتی و فروش آن‌ها، یا ساعت‌ها ایستادن در مغازه‌ی خواروبارفروشی پدر، یا درست‌کردن سیمان و گچ و بریدن سنگ و به اصطلاح سنگ‌بری، یا درست‌کردن فرفره با کاغذهای رنگی و فروششان توی پارک‌ها.

این‌ها بخشی از شادی ما در نوجوانی بود. اما شیرین‌ترین بخش آن زمانی بود که در گروه تئأتر کانون‌ پرورش فکری كودكان و نوجوانان بودم.

نوشته‌هایم، نمایش‌نامه‌هایی که تکی یا گروهی می‌نوشتیم و چندماه تمرین و بعد اجرا می‌کردیم. بهترینِ بهترینِ بهترین دوران همان بود که یادش تا همیشه با من است. جایی که دریچه‌های ادبیات و هنر به رویم گشوده شد و تأثیرش تا حالا مانده است.

سال‌های آخر نوجوانی کارمان را با هنرمان گره می‌زدیم. حاصل مالی یک تابستان را به عکاسی « ژرژ یونانی» بردم و یک دوربین عکاسی و وسایل چاپ عکس خریدم.

نمی‌توانم جلوی اشک‌هایم را بگیرم. زندگی با همین یادآوری‌هایی که اشک انسان را درمی‌آورد زیباست. من آدم خوش‌بختی بودم. خوش‌بخت‌ترین بچه‌ی روی زمین که می‌توانستم صبح و ظهر و عصر بروم عکاسی کنم و شب توی تاریک‌خانه‌‌ای که ساخته بودم عکس‌هایم را چاپ کنم. شما چه‌قدر احساس خوش‌بختی می‌كنید؟

دوچرخه شماره ۸۸۴

یكی از سفارش‌هایی كه برادرم در مغازه می‌گرفت، سفارش سنگ قبر بود. خب، یك آقای بدترکیب و خوش‌خط می‌آمد و متنی را روی سنگ مرمر یا سنگ سیاه خطاطی می‌كرد و ما هم نوشته‌ها را با قلم و چكش حكاكی می‌كردیم.

تازه استعداد داستان‌نویسی‌ام كشف شده بود و من یك‌هو سوژه‌ای به ذهنم رسید. مردی كه كار اصلی‌اش سنگ‌تراشی است. او سنگ قبر همه را آماده می‌كند و یك روز می‌میرد. بعد خانواده‌اش متوجه می‌شوند كه سنگ قبر خودش را شب پیش آماده كرده است.

  • هیجان، داربست، داستان

گفتم که برادرم خیلی اهل كار بود و جسارتش از من بیش‌تر بود. او توانست پس از یكی دو سال كار در یك مغازه‌ی سنگ‌فروشی با فوت و فن كار آشنا شود و برای خودش مغازه‌ی سنگ‌فروشی باز كند. من هم می‌رفتم كمكش. هم فال بود و هم تماشا. هم حقوق ‌می‌گرفتم و هم هوای داداش را داشتم.

اما كارهای سنگ‌فروشی متنوع و طاقت‌فرسا بود. اول از طاقت فرسایی‌اش بگویم كه وقتی یك كامیون سنگ از اصفهان می‌رسید و معمولاً هم شب می‌رسید، باید در عرض چند‌ساعت خالی می‌شد و خالی‌كردن یك كامیون سنگ… فكرش را بكنید…

برادرم سفارش سنگ‌كاری ساختمان می‌گرفت. از صفر تا صد نمای ساختمان را انجام می‌داد. بخشی از كارش هم بستن داربست فلزی بود. این كار را دوست داشتم. سخت بود و خطرناك، ولی هیجان‌انگیز بود. لوله‌های زنگ‌زده و قهوه‌ای را عمودی و افقی به هم وصل می‌كردیم تا كارگرها بتوانند بروند بالای داربست‌ها و كار كنند.

این «وصل می‌كردیم» را كه می‌گویم به این سادگی‌ها نبود. فكرش را بكنید! یك لوله‌ی شش متری را كه معادل چهار برابر قد خودم بود سرپا می‌كردم و می‌بستم به لوله‌ای دیگر و… وقتی تمام می‌شد کیف داشت. شبیه نوشتن یک داستان بود آن‌وقت‌ها.

بگذریم كه یك‌بار از بالای طبقه‌ی سوم افتادم روی تخته‌های طبقه‌ی دوم و آویزان شدم به طرف داربست طبقه‌ی اول. در سیزده‌سالگی سقوط را هم تجربه کردم.

دوچرخه شماره ۸۸۴

آها… یادم رفت بگویم در یك دوره‌ی كوتاه یك ماهه هم شاگرد یك آرایشگاه بودم. شاگرد كه چه عرض كنم چون هیچ‌وقت موی كسی را كوتاه نكردم. اصلاً اجازه‌ی دست‌زدن به قیچی را نداشتم مگر برای تمیزكاری. به تنها چیزی که اجازه داشتم دست بزنم جارو و خاک‌انداز بود. حقوق هم نمی‌گرفتم. یعنی قرارمان این بود كه حقوقی نگیرم و فقط از راه انعام به مال و منال(!) برسم.

اوستا یادم داده بود وقتی مشتری كارش تمام می‌شود و از روی صندلی بلند می‌شود، با یك برس خرده موهای ریخته بر لباسش را تمیز كنم و لبخند بزنم تا او به من انعام عنایت بفرماید. توی محله‌ای که من کار می‌کردم آدم لارژ کم پیدا می‌شد و همیشه سرم بی‌کلاه می‌ماند. یكی از دغدغه‌های آن دوران من این بود:‌ خوش به حال كچل‌ها!

دوچرخه شماره ۸۸۴

كم‌كم دارد یادم می‌آید. یك تابستان هم مهمان یك مغازه‌ی قصابی بودم. سروكله‌زدن با لاشه‌های گوشت و چربی و استخوان عذاب‌آور بود. این كار اصلاً تخیل برانگیز نبود و داستان یا شعری از دلش بیرون نمی‌آمد. تنها جذابیت آن شغل این بود که هر‌شب چرخ‌گوشت را باز و تمیز کنم. با هم رفیق بودیم و من از صدایش خوشم می‌آمد و او هم از صدای من.

شغل قصابی، با‌ مرام و پهلوانی و سبیل رابطه‌ای پنهانی داشت. مردی كه پیشش كار می‌كردم آدم با‌مرامی بود و سبیل‌های پرپشتی داشت و همین پنج سال پیش فوت كرد. او شوهرخواهرم بود.

  • لذت هل‌دادن گاری

یك سال زدم توی كار بستنی‌فروشی. بستنی‌فروشی بهتر از آدامس‌فروشی بود. بستنی توی گرمای طاقت‌فرسای جنوب می‌چسبید. نزدیك‌ خانه‌مان یك كارگاه تولید بستنی بود. اما بستنی را كه نمی‌شد توی سینی گرفت و فروخت. یا باید توی چوب‌پنبه‌های سفیدی كه سرما را در خودش نگه می‌داشت فروخت یا گاری.

گاری بستنی خیلی با كلاس بود. اما به همه گاری نمی‌دادند، مخصوصاً به بچه‌های كم‌سن و سال. خدا می‌داند چه‌قدر رفتم و آمدم و با چوب‌پنبه بستنی فروختم تا راضی شدند به من هم گاری بدهند. اما گاری یك ضامن معتبر می‌خواست. برادرم را بردم و شناسنامه‌ام.

خدایی‌اش هل‌دادن گاری را خیلی دوست داشتم و داد‌زدن «بستنی كیم! بستنی كیم!» من آدم كم‌رویی بودم و گاری بستنی به من اعتماد به نفس می‌داد. بگذریم كه یك‌بار توی دست‌اندازهای بزرگ كوچه، چرخ کوچک گاری‌ام شكست و تا آمدیم درستش كنیم شب شد و سی‌چهل‌تایی بستنی آب شده روی دستم ماند.

بگذریم كه آن‌روز خودم پنج‌تا بستنی خوردم و دوستانم را هم به خورش‌بستنی دعوت كردم. بستنی‌های چوبی شل‌ و ول كه با قاشق هم به دهان نمی‌رسید. برای همیشه یاد گرفتم: زمان با كسی شوخی ندارد. همین طور فهمیدم كه تكنولوژی گاهی مایه‌ی دردسر است.

دوچرخه شماره ۸۸۴



لینک منبع

مطلب آقا شاگرد نمی‌خواهید؟ در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :آقا شاگرد نمی‌خواهید؟
http://mofidestan.ir/2017/08/24/%d8%a2%d9%82%d8%a7-%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%af%d8%9f/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()