تبلیغات
وبلاگ - مطالب وبلاگ

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :وبلاگ
تاریخ:سه شنبه 7 آذر 1396-09:14 ب.ظ

آیا مؤمنان را از اثر سجده‌‌هایشان می‌‌توان شناخت؟



معیاری که در قرآن اعلام شده مبنی بر اینکه مؤمنان را از اثر سجده‌هایشان می‌توان شناخت، آیا باعث تحریک حس نفاق و ریاکاری در بین افراد نمی‌شود؟

سجده

پرسش

آیه 29 سوره فتح که می‌گوید «مؤمنان را از اثر سجده‌‌هایشان می‌‌توان شناخت»، آیا باعث تحریک حس نفاق و ریاکاری در بین مؤمنان نمی‌شود؟

پاسخ اجمالی

در آیه 29 سوره فتح می‌خوانیم: «محمد، فرستاده خداست؛ و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینى در حالى که همواره فضل خدا و رضاى او را می‌طلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛ این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است».
در این آیه مبارکه، خداوند در مقام توصیف پیامبر اسلام(ص) و یاران واقعی حضرتشان است. اولین ویژگی آنان شدت عمل در برابر کفار و رحمت و مهربانی‌شان با یاران و مسلمانان است. در وصف بعدی، خداوند آنان را انسان‌هایی معرفی می‌کند که همواره در حال عبادت خداوند بوده و همه اعمالشان برای او می‌باشد و دائم در رکوع و سجود و همیشه به دنبال فضل و رضایت پروردگارشان هستند. بعد از این توصیفات، قرآن نشانه‌ای برای آنان بیان می‌کند که همان وجود اثر سجده در صورت‌های آنان است: «سِیماهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُود».
«سیما» در اصل به معناى علامت و هیئت است، خواه این علامت در صورت باشد، یا در جاى دیگر بدن، هر چند در استعمالات روزمره فارسى به نشانه‏هاى صورت و وضع ظاهرى چهره گفته مى‏شود.
به تعبیرى دیگرى “قیافه” آنها به خوبى نشان مى‏دهد که آنها انسان‌هایى خاضع در برابر خداوند و حق و قانون و عدالت‌اند، نه تنها در صورت آنها که در تمام وجود و زندگى آنان این علامت منعکس است.[1]
با توجه به مطالب بالا؛ چند معنا برای اثر سجود در آیه می‌توان گفت:
1. یکی از آشکارترین معانی برای این قسمت از آیه، همان وجود نشانه‌های سجده در پیشانی است.[2]
2. یکی دیگر از معانی اثر سجود که در روایات آمده، اثری است که بیداری شب‌ها جهت مناجات و اقامه نماز در جسم انسان می‌گذارد. این اثر می‌تواند همان اثر بی‌خوابی باشد و یا می‌تواند آن نورانیتی باشد که بر اثر نماز و سجده در سحر نصیب انسان‌های شب زنده‌دار می‌شود. در روایتی از امام صادق(ع) درباره این قسمت از آیه سؤال می‌شود و حضرت می‌فرماید: «مراد از این آیه، اثری است که به دنبال شب زنده‌داری در جسم انسان مشاهده می‌شود».[3] در روایات دیگر، اقامه برخی از نمازها (مثل نماز شب) از دلایل نورانیت صورت و وجه بیان شده است.[4]
3. شاید هم یکی از معانی آیه، ظهور و آشکار شدن این اثر (اثر سجود) در قیامت باشد، همان‌طور که در آیه دیگر می‌خوانیم: «روزی که چهره‌هایی روشن و سفیدرو می‌شوند».[5] بنابراین، مراد از اثر سجود نشانه‌ای است که در قیامت آشکار می‌شود.[6]
البته جمع میان این معانى کاملاً ممکن است.[7]
اگر مراد از اثر سجود، معنای سوم باشد که اشکال مطرح شده در پرسش، جایگاهی ندارد و اگر معنای اول و دوم مراد باشد باید گفت:
اگرچه برخی از عبادات مثل روزه در معرض دید نبوده و شخص روزه‌دار می‌تواند بدون آن‌که کسی مطلع شود روزها روزه بگیرد، اما طبیعی است که برخی عبادات این‌گونه نیست، مانند نماز جماعت که خود شارع نیز توصیه فراوان بدان کرده و مانند حج که نمی‌توان آن را مخفیانه انجام داد.
طبیعی است که هر عبادت ظاهری و هر نشانه‌ای از عبادت مخفیانه می‌تواند حس ریا و خودنمایی را در افراد تحریک کند، اما در نگاهی دیگر، این تهدیدات که اعمال خالصانه را تهدید می‌کند چیز بدی نیست؛ انسان مؤمن می‌داند قصد ریا و خود‌نمائی در عبادت، موجب نابودی اثر حقیقی آن است و قرار گرفتن در چنین موقعیتهایی باعث می‌شود که درجه اخلاص افراد به آزمایش گذاشته شود و آنها باید بیشتر تلاش ‌کنند تا چنین وسوسه‌هایی را از خود دور نمایند و بدیهی است که برای این تلاش هم، خداوند اجر و ثواب مضاعف به آنان خواهد داد.

پی نوشت:
[1]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 22، ص 115، تهران، دار الکتب، 1371ش.
[2]. همان.
[3]. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 473، قم، دفتر نشر اسلامی، 1413ق.
[4]. نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، ج 12، ص 173، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، 1408ق.
[5]. آل عمران، 106.
[6]. دهقان، اکبر، نسیم رحمت، ج 12، ص 226، قم، حرم، 1392ش.
[7]. تفسیر نمونه، ج 22، ص 115.


منبع : اسلام کوئست



لینک منبع

مطلب آیا مؤمنان را از اثر سجده‌‌هایشان می‌‌توان شناخت؟ در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :آیا مؤمنان را از اثر سجده‌‌هایشان می‌‌توان شناخت؟
http://mofidestan.ir/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%a4%d9%85%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%b3%d8%ac%d8%af%d9%87%e2%80%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d9%85%db%8c/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:سه شنبه 7 آذر 1396-08:48 ب.ظ

حضرت ادریس در قرآن



یکی از پیامبران والا مقامی که خدای متعال نام او را در قرآن ذکر کرده حضرت ادریس است، باری تعالی با برشمردن چند ویژگی و شاخص اخلاقی او از جمله صبر و صداقت، او را به همگان معرفی کرده است.

ادریس در قرآن

در هیچ کجای متن قرآن، از ادریس نامی برده نشده و داستانی در مورد آن نیست. تنها جایی که کلمه ادریس نام برده شده این آیه «وَاذْكُرْ فِی الْكِتَابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّیقًا نَبِیًّا» است. پس مسلمانان یا باید بپذیرند که بخشی از قرآن بدست ما نرسیده است و یا اینکه منظور از کتاب در اینجا قرآن نیست.
جواب شبهه:
نکته اول: قبل از بیان هر چیزی لازم به ذکر است که نام حضرت ادریس(علیه السلام) و وصف ایشان، در چندین آیه قرآن آمده؛ آیات 85 و 86 سوره انبیاء و نیز آیات 56 و 57 سوره مریم در باره حضرت ادریس می‌باشد. پس مشخص است که طراح سوال حتی نسبت به نام ادریس در قرآن کریم، اطلاع دقیقی نداشته است. خدای متعال در سوره 56 مریم می‌فرماید: «وَ اذْكُرْ فِی الْكِتابِ إِدْریسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا[مریم /56] و در این كتاب، از ادریس(نیز) یاد كن، او بسیار راستگو و پیامبر(بزرگى) بود.» معنای این آیه بسیار روشن و واضح است، خدای متعال به پیامبر خود امر می‌فرماید که ادریس را در کتاب آسمانی(قرآن) یاد کند. در این آیه با شاخص صداقت از ادریس یاد می کند، کما اینکه در آیه بعد، ادریس را والا مقام و بلند مرتبه، معرفی می کند. همچنین در آیه 85 سوره انبیاء: «وَ إِسْماعیلَ وَ إِدْریسَ وَ ذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرینَ»، ادریس با شاخص و ویژگی صبر به همگان معرفی و همچنین در آیه 86 نیز این پیامبر الهی در زمره افراد صالح معرفی می‌شود.

نکته دوم: طراح سوال نتوانسته معنای صحیح آیه را متوجه شود، از این رو این گمان کرده که حتماً قسمتی از آیات قرآن حذف شده است. این در حالی است که از صدر اسلام تاکنون مسلمانان حتی اجازه نداده‌اند که یک واو از قرآن کم و یا زیاد شود، کما اینکه در منابع تفسیری نقل شده است: «هنگام کتابت مصاحف در زمان عثمان، ‌اشخاصی خواستند حرف «واو» در آیه«وَالَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ»[التوبة/ 34] حذف کنند در این هنگام ابی بن کعب اعلام کرد: یا واو را سر جایش می‌گذارید یا شمشیر می‌کشم و با شما به جنگ می‌پردازم آنها دیدند سخن از شمشیر است حرف «واو» را سرجایش گذاشتند.»[1]

نکته پایانی: خدای متعال نمی‌خواسته که داستان زندگی ادریس را در قرآن ذکر کند، بلکه ذکر و یاد اشخاص در قرآن به خاطر توجه به شاخص‌های ناب زندگی آنان است و جنبه هدایتگرانه دارد. در آیه 56 سوره مریم نیز خدای متعال با عبارت «وَاذْكُرْ» به دنبال یاد و نام ادریس و همچنین شاخص خاصی از زندگی ایشان بوده است و آن شاخص ها را هم در آیه 56 و 57 سوره مریم و هم در آیه 85 و 86 سوره انبیاء، به همگان متذکر می‌شود.
پی نوشت:
[1]. نزاهت قرآن از تحریف، جوادی آملی، ناشر: اسراء، سال چاپ: 1389، ص125، به نقل از الدور المنثور ج3، ص232.


منبع:
کانال نشر معارف قرآن و حدیث



لینک منبع

مطلب حضرت ادریس در قرآن در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :حضرت ادریس در قرآن
http://mofidestan.ir/%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:چهارشنبه 1 آذر 1396-07:14 ب.ظ

دبیر شورای عالی فضای مجازی: مسدود شدن ویز به دلیل مالکیت آمریکایی آن است


دبیر شورای عالی فضای مجازی اعلام کرد که اپلیکیشن ویز در راستای صیانت از حریم خصوصی کاربران بسته شده است.

بر اساس گزارش ابولحسن فیروزآبادی، مزیت استفاده از پیام‌رسان‌های داخلی این است که اگر در فعالیت نرم افزار‌های خارجی به هر دلیلی محدودیتی اعمال شد، در فعالیت آنها اختلال ایجاد نشود‌.

دبیر شورای عالی فضای مجازی اعلام کرد:

کاربران فضای مجازی از پیام رسان‌های داخلی استفاده کنند و فعلا مسدود کردن پیام رسان‌های خارجی در دستور کار نیست.

به گفته‌ی وی، همه‌ی کانال‌ها و شبکه‌هایی که به‌طور غیر رسمی با بهره‌گیری از نرم‌افزار‌های خارجی در کشور­ فعال هستند، حتما در کنار آن، از ­شبکه‌های اجتماعی و پیام رسان‌های داخلی نیز استفاده کنند.

فیروزآبادی همچنین اعلام کرد که در جلسه‌ای با آموزش و پرورش مقرر شد تا این وزارتخانه برنامه استفاده از پیام‌رسان‌های داخلی در مدارس را به طور جدی پیگیری کند. تبیین این برنامه به دلیل آن است که تا حد امکان از اثر‌های منفی فعالیت دانش آموزان در فضای مجازی کاسته شود.

به گفته‌ی وی­، در فضای مجازی بخشی از کار بر عهده وزارت آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و مسئولیت کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه در فضای مجازی نیز به عهده قوه قضائیه است.

دبیر شورای عالی فضای مجازی با تاکید بر اهمیت صیانت از حریم خصوصی مردم در فضای مجازی، ­گفت:

نرم افزار کاربردی «ویز» با تصمیم کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه مسدود شده است. این نرم افزار یک مرتبه با توجه به اینکه تحت مالکیت رژیم صهیونیستی بود مسدود شد که اکنون مالکیت آن به آمریکا تعلق گرفته است و علت مسدود شدن آن نیز همان موضوع­ مالکیت این نرم افزار است.

به گفته‌ی دبیر شورای عالی فضای مجازی، در این نرم افزار اطلاعاتی که مربوط به حریم خصوصی مردم است مورد استفاده قرار می‌گیرد.

وی افزود:

متاسفانه هم اکنون استفاده از اطلاعات حریم خصوصی مردم در خدماتی مانند حمل و نقل، کالا رسانی و خرید و فروش افزایش پیدا کرده است و متاسفانه در این زمینه ­استاندارد‌های حفاظتی و امنیتی رعایت نشده است. بنابراین قرار است با کمک قوه قضاییه مقرراتی در این زمینه تدوین شود.

دبیر شورای عالی فضای مجازی ­همچنین توسعه آموزش عمومی در حوزه سواد دیجیتالی و سواد فضای مجازی را از برنامه‌های این شورا بیان و اعلام کرد:‌ «نگاه این شورا اقدامات پیشگیرانه و صیانتی در حد توان بویژه در موضوعاتی مانند مفاسد اخلاقی و ​تروریسم است.»



لینک منبع

مطلب دبیر شورای عالی فضای مجازی: مسدود شدن ویز به دلیل مالکیت آمریکایی آن است در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :دبیر شورای عالی فضای مجازی: مسدود شدن ویز به دلیل مالکیت آمریکایی آن است
http://mofidestan.ir/%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%d8%b3%d8%af%d9%88%d8%af-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%88%db%8c/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:چهارشنبه 1 آذر 1396-06:48 ب.ظ

قابلیت جدید مایکروسافت ورد برای نوشتن رزومه


نرم‌افزار ورد شرکت مایکروسافت با کمک شرکت لینکدین با افزودن یک ویژگی جدید، در نوشتن رزومه تحول شگرفی ایجاد کرده‌ است.

مقاله‌های مرتبط:

نوشتن رزومه یکی از به‌اصطلاح کابوس‌های زندگی است. این کار در هنگام درخواست شغل جدید بسیار ضرورت دارد و حتی زمانی که شغل خود را پیدا کردید، باید این را به خاطر بسپارید که رزومه‌تان را همواره به‌روز نگه دارید؛ شاید روزی اخراج شدید یا فکر تغییر شغل به ذهنتان خطور کرد!

با توجه به داده‌های منتشر‌شده توسط مایکروسافت، نزدیک به ۷۰ درصد مردم در نوشتن تجربیات کاری خود مشکل دارند و ۵۰ درصد هم در تکاپوی نوشتن یا اصلاح رزومه‌ی خود برای یک فرصت خاص هستند. علاوه بر این‌ موارد، درخواست‌‌های شغلی در لینکدین تا کنون هرساله ۴۰ درصد افزایش داشته‌اند که نشان از رقابت بر سر گرفتن فرصت‌های شغلی است.

مایکروسافت با همکاری لینکدین در راستای تسهیل فرآیند نوشتن رزومه اقدام به ایجاد دستیاری کرده‌‌ است که نوشتن رزومه را بسیار آسان می‌کند. دستیار رزومه (Resume assistant)، ویژگی جدیدی برای مشترکین آفیس ۳۶۵ در نرم‌افزار ورد و از امکانات لینکدین برای جویندگان شغل است تا رزومه‌ی خود را مستقیما از داخل نرم‌افزار ورد بهبود ببخشند.

امکانات دستیار رزومه:

مشاهده‌ی نمونه‌های مرتبط با زمینه‌ی کاری: دیدن سوابق حرفه‌ای افراد متخصص در زمینه‌ی خاص و استفاده از گزینه‌ی فیلتر برای جستجوی صنعت یا موقعیت مورد نظر فرد.

شناسایی مهارت‌‌های ضروری در کار: پیدا کردن مهم‌ترین مهارت‌های لازم در ارتباط با شغل مورد نظر و افزایش این مهارت‌‌ها برای موفقیت.

تنظیم رزومه، متناسب با موقعیت شغلی: مشاهده‌ی شغل‌های مرتبط در میان ۱۱ میلیون عنوان شغلی موجود در لینکدین و تنظیم رزومه برای فیلد مورد علاقه.

مشاوره با متخصصان در زمینه‌ی شغل‌یابی: دسترسی راحت به پلتفرم آزاد لینکدین، پروفایندر (ProFinder)، برای مشاوره در زمینه‌ی نوشتن رزومه، مصاحبه و یافتن شغل.

شناساندن خود به کارفرما‌ها: با استفاده از اُپن کَندیدِیت (Open Candidate)، داوطلبان می‌توانند آمادگی خود را برای فرصت‌های شغلی جدید اعلام کنند.

قطعا این ویژگی جدید می‌تواند برای کابران ورد بسیار مفید واقع شود.دفعه‌ی بعد حتما قبل از به‌روز‌رسانی رزومه خود، به فکر استفاده از این امکان جدید در ورد باشید.



لینک منبع

مطلب قابلیت جدید مایکروسافت ورد برای نوشتن رزومه در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :قابلیت جدید مایکروسافت ورد برای نوشتن رزومه
http://mofidestan.ir/%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%a7%db%8c%da%a9%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%a7%d9%81%d8%aa-%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%86/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:پنجشنبه 4 آبان 1396-02:07 ب.ظ

سیاست حجاب در فرانسه



مسأله حجاب در اروپا و به ویژه فرانسه در سال های اخیر نه تنها اهالی سیاست و رسانه را به قدرت راست گرایان در دامن زدن به اسلام هراسی در میان توده مردم به خود مشغول داشته است، بلکه توجه برخی پژوهشگران مردم شناس و جامعه شناس و متخصصان آموزش و پرورش و فلاسفه را هم به خود جلب کرده که توانستند با نگاهی آکادمیک و اعتدالی در این موضوع ژرف نگری کنند و پیچیدگی تاریخی و اجتماعی پدیده مهاجرت و تأثیرآن را بر این مسأله مورد توجه قرار دهند و در همان حال از افتادن در چاله نژاد پرستی غرض ورزانه یا ساده انگاری و تقلیل گرایی پرهیز کنند. کتاب «سیاست حجاب» تألیف پژوهشگر آمریکایی خانم جان ولاش اسکات که اخیراً از سوی انتشارات توبقال (مغرب) منتشر شده است، از این جمله است.

سیاست حجاب در فرانسه

سیاست حجاب در فرانسه

مسأله حجاب در اروپا و به ویژه فرانسه در سال های اخیر نه تنها اهالی سیاست و رسانه را به قدرت راست گرایان در دامن زدن به اسلام هراسی در میان توده مردم به خود مشغول داشته است، بلکه توجه برخی پژوهشگران مردم شناس و جامعه شناس و متخصصان آموزش و پرورش و فلاسفه را هم به خود جلب کرده که توانستند با نگاهی آکادمیک و اعتدالی در این موضوع ژرف نگری کنند و پیچیدگی تاریخی و اجتماعی پدیده مهاجرت و تأثیرآن را بر این مسأله مورد توجه قرار دهند و در همان حال از افتادن در چاله نژاد پرستی غرض ورزانه یا ساده انگاری و تقلیل گرایی پرهیز کنند. کتاب «سیاست حجاب» تألیف پژوهشگر آمریکایی خانم جان ولاش اسکات که اخیراً از سوی انتشارات توبقال (مغرب) منتشر شده است، از این جمله است.
این پژوهشگر، بخشنامه دولت فرانسه در سال 2005 را که به موجب آن پوشیدن و همراه داشتن«نمادهای تحریک کننده » گویای گرایش مذهبی در مدارس عمومی ممنوع شده است، مورد تحلیل قرار می دهد و زمینه ها و بسترهای سیاسی این بخشنامه (قانون) و گفتمان سیاسی و تبلیغاتی موازی آن و هماهنگ با آن را مورد تأمل قرار می دهد. او نشان می دهد که به رغم انطباق این قانون بردانش آموزان یهود و سیک و حاملان صلیب (مسیحیان) چه طبقه و گروه اجتماعی و نژادی ای، هدف اصلی این قانون بوده اند. وی زنان مسلمان محجبه را طبقه و گروه هدف معرفی می کند. این هدف گیری و نشانه روی انحصاری که گفتمان های معارض و رقیب، گویای آن هستند، سبب شده است تا این نویسنده امریکایی، پرسش اصلی خود را بر این محور قرار دهد. چرا حجاب؟ و مگر حجاب چه چیزی با خود دارد که باید محل نزاع و نماد چیزی باشد که تحمل نمی شود؟ پاسخ سیاستمداران و آن دسته از هوادارانشان که در حوزه مطالعات زنان فعالند، ساده انگارانه است. آنان حجاب را نماد سرکوب زنان و برخوردی بسیار فراتر از حدی که از یک تکه پارچه برمی آید، دانسته اند.
نویسنده کتاب معتقد است این گونه پاسخ ها ما را به حقیقت مسأله نمی رساند زیرا پوشش حجاب منحصر به طبقه محدودی از زنان مسلمان در اروپاست و اکثریت غالب زنان مسلمان در این قاره به گونه ای با نظام ارزش ها و پوشش در کشورهای محل اقامت خویش هماهنگ و ادغام شده اند. زیرا حجاب نه نشانه برجسته تمایزبخش دیانت اسلام است و نه، تنها راه اعلام هویت دینی و سیاسی وی هشدار می دهد که نباید گول پاسخ های مستند به تعارضات ساده اندیشان مخالفان حجاب را خورد که دوگانه هایی مانند سنتی در مقابل نوگرا، بنیادگرا در مقابل سکولار، کلیسا در مقابل دولت، خصوصی در مقابل عمومی و جهانی، جماعت در مقابل فرد و تکثر فرهنگی در مقابل وحدت ملی را مطرح می کنند. این دو گانه ها به نظر وی گویای پیچیدگی های اسلام و پیچیدگی های غرب نیست و به نزاعی می انجامد که وضعیت خاصی را پدید می آورد که می توان از آن به فرهنگ ناهمساز و برخورد تمدن ها تعبیر کرد.
نویسنده با پاره ای از مطالعات که معتقد است حجاب اسلامی نه پدیده ای سنتی که پدیده ای مدرن و نتیجه تبادل فرهنگی و ژئوسیاسی ای است که در ابعاد کنونی اش جهانی شمرده می شود موافق است این نظر اولیویه روا جامعه شناس فرانسوی است که معتقد است تدین کنونی زن مسلمان در اروپا به مثابه واکنشی است، همراه با جست و جوی قالب ها و شکل های معنوی جدید در محیط سکولارش.
نویسنده می افزاید که اسلام، فرهنگی تمایز خواه و تبعیض گرا ندارد که زن مسلمان مهاجر ساکن اروپا خود را بدان نشان دار کند، زیرا اسلام دینی است به لحاظ تاریخی غیر مرکزگرا، به خلاف مذهب کاتولیک که مرکزاصلی خود را در رم قرار داده و قدرت آن در دست یک شخص است و تعبیر از نظام دینی اسلامی در جریان مباحثات مستمر و تفسیرهای مداوم صورت پذیرفته است.
بزرگ نمایی حجاب در گفتمان سیاسی فرانسوی و نگره خرافی آن نسبت به خویش و تبعیض گرایی آن در برابر اسلام سبب شده تا نویسنده کتاب توجهی جدی داشته باشد به شیوه ای که حجاب را پرده ای برای نمایش تصاویر غربی و توهمات خطر برای جامعه و آینده جمهوری فرانسه، نشان می دهد. این گفتمان سیاسی، مبتنی بر مفهوم ملت یکدست و یکپارچه ای است که تمایز های فرهنگی را چنان سرکوب می کند که به خصوصیت صوری افراد تبدیل شود و چنین چیزی با منطق دموکراسی و حقوق بشر ناهمخوانی دارد. نویسنده برآن است در حالی که امریکا اجازه حضور و فعالیت فرهنگ های متعدد را می دهد و مشروعیت تداخل هویت ها را به رسمیت می شناسد، فرانسه تأکید دارد که هویت ها باید همگون، یکدست و ادغام شده در فرهنگی یکپارچه باشد و راه آن نیز گردن نهادن به زبان و تاریخ وایدئولوژی سیاسی مشترک است. نشانه های بر جسته این ایدئولوژی سیاسی، سکولاریسم و فردگرایی است و این دو چنان به هم چسبنده اند که به دولت، مجال حمایت از برابری افراد در مقابل ادعاهای دینی و خواسته های هر مجموعه دیگری را می دهد.
گفتمان سیاسی فرانسوی، از هنجارهای سکولاریسم غیر دموکراتیک و مفهوم مفروض انگاشته جهانی شدن فردگرایی فرانسوی سر برآورده است که تشابه حقوق همه افراد را نه تنها از رهگذر سوگند وفاداری به ملت، بلکه از رهگذر هضم و ادغام شدگی در هنجارهای فرهنگ فرانسه ایجاب می کند؛ فرهنگی که در چشم این گفتمان، هنجارهایی منزه است که همگونی میان افراد را در چارچوبی جهانی می طلبد و این از دید نویسنده چیزی نیست جز راه های محسوس برای فرانسوی شدن انسان. با این حال تبعیض نژادی ای که زنان مسلمان شمال آفریقایی در فرانسه با آن مواجه شدند، آنان را واداشت تا به عنوان مجموعه ای انسانی، خواهان ضرورت بهره مندی از حقوق و به رسمیت شناخته شدن اختلاف فردی اشان با هنجارهای حاکم شوند. به نظر نویسنده این گروه از زنان برآنند که تنها ابزار مبارزه با تبعیضی که با آن رویارو هستند، این است که با دین خود به همان اندازه ارتباط داشته باشند که مسیحیان و یهودیان با دین خود دارند” و هرچه قدرکه این مسلمانان در میان خود اختلاف داشته باشند، به عنوان یک مجموعه که خواهان رفتار با خویش به عنوان شهروندان فرانسه هستند و مایل به دست کشیدن از باورهای دینی و پیوندهای طایفه ای و یا زیاده روی اشان در پاره ای از رفتارهایشان که نماد هویتشان است، نیستند، با هم اتحاد دارند. این خواسته های مسلمانان به بهانه هراس از تضعیف لائیسیزم که مدافعانش آن را نسخه ناب فرانسوی می دانند که قابل ترجمه و انتقال نیست، رد شده است. به باور نویسنده در حالی که سکولاریسم در ایالات متحده بر حمایت ادیان در برابر دخالت دولت مستند است، لائیسیزم فرانسه به طور مشخص بر جدایی کلیسا از دولت از رهگذر حمایت از افراد در برابر ادعاهای دین مبتنی است. این فهم به نظر نویسنده سبب شده است تا گفتمان سیاسی فرانسوی، حجاب را تجاوز به سکولاریسم فرانسوی و در نتیجه، غیر فرانسوی شدن تمام کسانی بپندارد که به اصول اسلام عمل می کنند و برای آن که ممارست دینی ای پذیرفته باشد، لازم است که دین در حوزه خصوصی محدود شود و به فضای عمومی و به ویژه مدارس که مکان تثبیت و تعمیق ارزش های جمهوری فرانسه است راه نیابد.
از دیدگاه نویسنده پژوهشگر این کتاب، آنچه گفته آمد، اسباب متعددی است که تصمیم گیران سیاسی فرانسوی را به توجه به حجاب وا داشته است، هر چند انگیزه های این توجه در گفتمان سیاسی فرانسوی بیشتر به حمایت از برابری زنان با مردان در مقابل نظام پدرسالار مرتبط شده است، نویسنده معتقد است که اسباب آن از حد دفاع از مدرنیته در برابر سنت یا دفاع از سکولاریسم در برابر تعدی دین و دفاع از جمهوری در برابر تروریسم “فراتر است و وضعیتی پیچیده را پدید آورده است که نویسنده می کوشد تا عناصر و مؤلفه های آن را در جاهایی مانند نژادپرستی، سکولاریسم، فردگرایی و روابط جنسی جست جو کند. قانون حجاب فرانسه نمادی از طرد دیگری در گفتمان سیاسی فرانسه است که نتیجه اش تبدیل این دیگری به دشمن و تقویت ابعاد نزاع میان اسلام و غرب است. این وضع از نگاه اسکات منجر به عدم تفکیک میان رادیکالیسم سیاسی ای که به لحاظ دینی مبتنی بر وجود اقلیت است و میان ممارست دینی مألوف اکثریت ساکنان مسلمان و به ویژه کسانی است که تمام تلاششان بهره مندی از حقوق شهروندی در کشورهای محل اقامتشان است.


منبع : حوزه نت



لینک منبع

مطلب سیاست حجاب در فرانسه در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :سیاست حجاب در فرانسه
http://mofidestan.ir/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%87/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:پنجشنبه 4 آبان 1396-01:41 ب.ظ

عاقبت قاتلان امام حسین علیه السلام



مختار تمام کسانی را کـه در روز عاشورا، با اسب بر بدن مقدس امام حسین علیه السلام و شهدا تاخته بودند و تـعـدادشان ده نفر بود، را دستگیر کردند، دست و پایشان را بستند، از پشت بر زمین خواباندند و به زمین میخ کردند و اسب ها را با نعل تازه، بر بدن های آنان تاختند تا پیکر آنان در هم شکـسته شد و به هلاکت رسیدند.

عاقبت قاتلان امام حسین علیه السلام

عاقبت قاتلان امام حسین علیه السلام

فلسفه قیام مختار

مـخـتار زمانی که تصمیم بر نابودی قاتلان امام حسین علیه السلام گرفت، گفت: «دین ما به ما اجازه نمی دهد که بگذاریم کسانی که حسین علیه السلام را کشته اند در این دنیا، با امنیت و آسایش زندگی کـنـنـد، آنگـاه در حقیقت، من ناصر و خونخواه آل محمد صلی الله علیه و آله نیستم، بلکه کذّاب خواهم بود. برای دستیابی بر آن جانیان، از خدا کمک می طلبم و خدای را سپاسگـزارم کـه مـرا شـمـشیری بر سر آنان قرار داده و نیزه ای که بر آنان وارد خواهد شد و انتقام گیرنده آنان که حق اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله را بگیرم و بر خداوند حق است که آنان را که دستشان به خـون اهـل بـیـت پیامبر آغشته شده به قتل برساند و آنان که حق خاندان پیامبر را نادیده گـرفته اند خوار و ذلیل کند. پس آنان را به من معرفی کنید تا تعقیبشان کنم و ریشه آنان را برکنم.
مختار همه همت خود را برای این هدف مقدّس، کـه هـدف اصـلی قـیـام او بـود، بـه کـار برد موسی بن عامر می گوید: «مختار فرمان داد که قاتلان امام حسین علیه السلام را تعقیب کنید و می گفت: بـه خدا قسم، آب و خوراک بر من ناگوار است تا این که زمین را از لوث وجود آن ناپاکان پاک سـازم.» بـنـابراین، عده ای به صورت گروهی و عده ای نیز فرد فرد به دست انتقام و عدالت سپرده شدند و به جزای اعمال ننگین خود رسیدند.

الف ـ اعدام های دسته جمعی

مختار تمام کسانی را کـه در روز عاشورا، با اسب بر بدن مقدس امام حسین علیه السلام و شهدا تاخته بودند و تـعـدادشان ده نفر بود، را دستگیر کردند، دست و پایشان را بستند، از پشت بر زمین خواباندند و به زمین میخ کردند و اسب ها را با نعل تازه، بر بدن های آنان تاختند تا پیکر آنان در هم شکـسته شد و به هلاکت رسیدند.سپس بدن های آنان را به آتش سوزاندند. ایـنـان عـبـارت بـودنـد از: اسـحـاق بـن حـوبـه، اخـنـس بـن مـرثـد، حـکـیـم بـن طفیل، عمرو بن صبیح، رجاء بن منقذ عبدی، سالم بن خیثمه، واحظبن ناعم، صالح بن وهب، هانی بن ثبیت و اسید بن مالک.
ابو عمرو گوید: مـا بعدها در مورد سابقه این ده نفر بررسی کردیم. به این نتیجه رسیدیم که همه آنان زنازاده و فرزندان نامشروع بودند
دویـسـت و چهل و هشت نفر از عاملان اساسی واقعه کربلا که در شورش کوفه دستگیر شده بودند، همه یکی پس از دیگری گردن زده شدند. آنان در میان پانصد نفری بودند که در شورش کوفه بر ضدّ مختار دستگیر شدند.
شمر بن ذی الجوشن در روز عاشورا شتری را که مخصوص سوار شدن امام حسین علیه السلام بود، را به عنوان غنیمت گرفـت و به کوفه آورد و بـه شکرانه قتل فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله آن شتر را نحر کرد و گوشتش را بین دشمنان اهل بیت در کوفه تقسیم نمود. مختار دستور داد تمام خانه هایی را که آن گوشت وارد آن شده بـود و افرادی را که دانسته از آن گوشت خورده اند، شناسایی کنند. همه آن خانه ها را ویران کرد و کسانی را که از آن گوشت خورده بودند اعدام نمود.

ب ـ اعدام سران کوفه

سران کوفه که در قیام خونخواهی عاشورا کشته شدند عبارت بودند از:

1ـ عـمـر بـن سـعد:

او فرمانده کل نیروهای یزید در کربلا و از جمله کسانی بود که نامش در سـیـاهـه قـصـاص شـونـدگـان قـرار داشت. او پیش از دستگیری به سراغ مختار آمد و خود را معرفی کرد و با شروطی، امان نامه گرفت. اما پس از کشتار قاتلان امام حسین علیه السلام در کوفه، نامه ای از محمد حنفیه به مختار رسید مبنی بر این که جزای عمر بن سعد را بدهد. مختار دید بـعـضـی از شـروط امـان نامه توسط عمرسعد نقض شده است. به همین بهانه، او را احضار کرد. او ابتدا قصد فرار داشت اما برایش میسر نشد. همین بهانه مختار را در کشتن او مصمّم ساخت.
او در مـقـابـل ابـو عـمـرو، رئیس شهربانی مختار مقاومت کرد تا امان بگیرد اما او را امان نداد. آنقدر بر پیکر او شمشیر زدند تا کشته شد و سر بریده اش را نزد مختار آوردند.
مختار از حفض فرزند عمر سعد پرسید: آیا او را می شناسی؟
حفض گفت: در زندگی پس از او خیری نیست.
مختار گفت: پس از او زندگی نخواهی کرد. سپس دستور داد او را نیز گردن بزنند، پس از آن که پـسر عـمـر سعد هم کشتـه شد اظهار داشت: یکی در مـقـابل خـون حسین علیه السلام و دیگری در قبال علی اکبر حسین ولی یکسان نیستند، به خدا قـسم اگـر سه چهارم قریش را بکشم تلافی یک بند انگشت حسین علیه السلام نشده است.مختار سر بریده عمرسعد را به حجاز، نزد محمد حنفیه فرستاد. وقتی چشم فرزند امیرمؤمنان به سر بریده ابن سعد افتاد، فرمود:
«اَللّهـُمَّ لا تَنْسِ هذَا الْیَوْمَ لِلْمُخْتارِ وَاجْزِهِ عَنْ اهل بیت نَبِیِّکَ محمّدٍ صلی الله علیه و آله خَیْرَ الجَزاءِ. فَوَاللهِ ما عَلَی الُْمخْتارِ بَعْدَ هذا مِنْ عُتْبٍ» ؛ خدایا این روز مختار را داشته باش و او را از جانب خاندان پیامبرت محمد صلی الله علیه و آله، بهترین پاداش را عنایت فرما. به خدا سوگند، پس از این عتابی بر مختار نیست.

2ـ شـمـر بـن ذی الجـوشن؛

این فرد جنایتکار شماره یک کربلا، توانست از چنگ مختار بگریزد اما مختار دسـتـور داد کـه او را هـر کجا رفته اسـت پـیـدا کـنـنـد و بـه سـزای اعمال ننگینش برسانند. شمر در ماجرای شورش کوفه بر ضدّ مختار از عاملان اصلی بود.
مـسـلم ضـبـائی، که هم قبیله شمر بود، می گوید: «ما فرار کردیم و خود را به محلی در مسیر کـوفـه و بصره به نام ساتیدما رساندیم و در نزدیکی آن محل، دهکده کوچکی به نام کلتانیّه در حوالی سواحل فرات قرار داشت. ما در کنار تپّه ای مخفی شدیم که توسط یک روستایی جای ما لو رفت. شب هنگام بود که ماموران مختار ما را محاصره کردند. شمر را دیدم که جامه ای خوش بافت به تن داشت و بدنش پیس (بیماری برص) بود. ما حتی فرصت سوارشدن بر اسب را نیافتیم. درگیری شدیدی رخ داد. ساعتی بعد صدای الله اکبر شنیدم و کسی فریاد زد خداوند، خبیثی را کشت.
شیـخ طوسی(ره) می نویسد: «شمر را دستگیر کردند و نزد مختار آوردند. مختار دستور داد گـردن او را زدند و جسدش را در دیگ روغن جوشیده افکندند و یکی از یاران مختار با پای خود سر شمر را لگد می کرد.»
عبدالرحمن بن عبد می گوید: من شمر را به هلاکت رساندم. مختار تا نگاهش به سر بریده شمر افتاد، سجده شکر به جای آورد و دستـور داد آن سـر را بـالای نـیـزه کـنـنـد و مقابل مسجد جامع شهر در معرض دید مردم قرار دهند تا موجب عبرت همگان باشد.

3ـ بـجـدل بن سلیم:

وی در روز عاشورا، برای غارت انگشتر امام حسین علیه السلام، انگشتان حـضـرت را قـطـع کـرد. مـخـتـار دسـتـور داد انـگـشـتان آن خبیث را قطع کردند، سپس دو پایش را بریدند و آنقدر در خون غلتید تا به هلاکت رسید.

4 ـ خـولی بـن یـزیـد اصـبـحـی:

وی از چـهـره هـای کـثـیـف حـادثـه عـاشـورا بـود. او مـامـور حـمـل سـر بـریـده امـام حـسـیـن علیه السلام و قـاتـل عـثـمـان بـن عـلی، بـرادر امـام حـسین علیه السلام، بوده است.
عصر روز عاشورا عمر سعد سر امام را به خولی سپرد تا نزد عبیدالله ببرد، چون خـولی وارد شهر شد و جلو قصر آمد در قصر بسته شده بود، لذا به خانه خود رفت و سر را زیر طشت نهاد. زنش پرسید چه خبر آوردی؟ خولی گفت: ثروت روزگار را برایت آورده ام، این سر حسین بن علی است که در خانه ما است. زن گفت: وای بر تو، مردم با طلا و نقره از سفر می آیند و تو سر پسر پیغمبر را به خانه می آوری؟ به خدا قسم من دیگر با تو زندگی نخواهم کرد. زن هنگام خارج شدن از خانه، مـشاهده کرد که نور از زیر طشت تـا آسمـان مـتـصل است. می گوید به خدا قسم مرغان سفیدی را دیدم که اطراف طشت در پروازند. وقتی صبح شد خولی سر امام را نزد ابن زیاد برد
مـخـتـار، ابو عـمره رئیس گارد خود را با جمعیتی مامور کرد تا خولی را دستگیر کنند. ایشان خـانه خـولی را مـحاصره کردند، ابوعمره وارد خانه شد و خانه را بازرسی کردند. از زنش سراغ خولی را گرفتند. او گـفـت نمـی دانم ولی با دست و سر به طرف مستراح اشاره نمود، وارد مستراح شدند و او را بیرون کشیدند در حالی که زنبیلی به جای کلاه بر سر نهاده بود، ابوعمره به سراغ مختار فـرستـاد و درباره وی کسب تکلیفی نمود، مختار خود آمد و دستور داد جلو خانه اش او را بکشند و سپـس جسدش را آتـش زدند، مـخـتـار ایستـاد تـا تـمـام جسد به خـاکستـر تبدیل شد

5ـ سنان بن انس:

وی از چهره های جنایتکار کربلا و کسی است که به خیمه های امام حسین علیه السلام یـورش بـرد و در آخـرین لحظات عمر امام، نـیـزه اش را به سینه حضرت فرو برد. در بـعـضـی مـقـاتـل نـیـز نـقـل شـده کـه او سـر مـقـدس امـام حـسـیـن علیه السلام را از بـدن جـدا کـرده اسـت. پـس از دستگیری او، به دستور مختار، دست و پایش را بریدند و هنوز جان داشـت کـه او را در دیـگ روغـن جـوشـان افـکـنـدنـد و اینگونه به نتیجه اعمال زشت خود رسید.

6- حکیم بن طفیل (قاتل حضرت اباالفضل علیه السلام):

حکیم بن طفیل از سران حادثه عاشورا بود، که امام حسین علیه السلام را تیرباران نمود و حضرت اباالفـضل علیه السلام را شهید کرد و لباس و اسلحه او را غـارت نمـود. عـبدالله بن کامـل به دستور مختار، او را دستگیر کرد. عدی بن حاتم، که هم قبیله او بود، از او شـفـاعـت کرد، اما مؤثر واقع نشد و به دستور ابن کامل، که از فرماندهان مختار بود، او را تیرباران کردند.
حکیم را که شانه هایش بسته بود در کناری نگه داشتند و به او گفتند: تو بودی که لباس های عـباس بن علی علیهما السلام را غارت کردی؟ اکنون لباس های تو را در زنده بودنت بیرون می آوریم. پس او را برهنه کردند و آنگاه گفتند: تو بودی که تیر به طرف حسین علیه السلام پـرتـاب نمودی و می گویی که تیر من به جامه امام رسید و او را آزار نرسانید؟ به خدا قسم تو را تیرباران می کنیم چنان که امام را هدف تیر قرار دادی. پس از سه طرف تیرها به سویش پرتاب گردید و او را بر زمین افکند، آنقدر تیر بر بدنش زدند که مانند خارپشت گردید.

7- عبیدالله بن زیاد:

پـس از آن که مـخـتـار از طرف شورشیان کوفه آسوده خاطر شد و آنان را سر جای خود نشانید ابراهیم پسر مالک اشتر را مامور جنگ با ابن زیاد نمود.
در حین جنگ ابراهیم شخصاً ابـن زیـاد را از نـظر دور نمی داشت و صف ها را می شکافت تا خود را به او برساند. ابن زیاد غرق در سلاح، با نیزه اش به هر طرف حمله می کرد. ناگهان ابراهیم، خـود را در مقابل ابن زیاد دید و چون عقابی شکاری به او حمله برد و شمشیر خود را آنچنان محکم بر کمر او فرود آورد که تاریخ می نویسد: ابن زیاد جلوی دست و پای اسبش، غلتید و همانند گاوی که سرش را بریده باشند، صدا می کرد بدن او به دو نیم شـد؛ قـسـمـت بـالای بـدن او بـه یـک طـرف و قسمت پایین بدنش به طرف دیگر پرتاب شد و ابراهیم فریاد زد: «ابن زیاد را کشتم.» نکته قابل توجه اینجاست که این واقعه در روز عاشورای سال 67 هجری قمری واقع شد و او در آن هنگام سی و نه ساله بود.
ابراهیم دستـور داد سر ابن زیاد را از بـدنـش جـدا کـرده و جـسـدش را بـه آتـش کشیدند.سپس گفت: «خدا را شکر می کنم که ابن زیاد به دست من کشته شد.»
سر ابن زیاد را برای مختار آوردند و مختار برخاست و پایش را روی سر او نهاد و سپس دستور داد کفش او را آب بکشند و طاهر کنند، آن را بر دروازه شهر کوفه نصب نمود و سپس دستور داد آن سـر را بـا تعدادی از سرهای بریده سران شام بـه مدینه نزد امام سجاد علیه السلام و محمد حنفیه بفرستند.
هنگامی که سر ابن زیاد را نزد امام سجاد علیه السلام آوردند، امام با جمعی بر سفره غذا نشسته بودند. وقـتـی چـشـم امـام بـه سـر بـریـده قـاتل پدرش و شهدای کربلا افتاد، دست ها را به دعا برداشتند و فرمودند:
«اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذی اَدْرَکَ لی ثاری مِن عَدُوّی وَ جَزَا اللهُ الُْمختارَ خَیْراً؛ خـدا را شـکـر کـه انـتـقـام خـون مـرا از دشمنم گرفت و خداوند به مختار جزای خیر دهد.
آنگاه امام با شادمانی، رو به حاضران کردند و فرمودند:
«وقـتـی مـرا نـزد ابـن زیاد بردند، او سر سفره غذا بود. من در آن هنگام از خدا خواستم که زنده بمانم و سر ابن زیاد را ببینم.»

داستان سر ابن زیاد

ابراهیم سر ابن زیاد را به کوفه نزد مختار فرستاد، سر ابن زیاد را در گوشه قصر نهادند. ماری باریک پیدا شد و میان سرها گردش می کرد تا به سر عبیدالله رسید وارد دهان او شد و از بینی اش خارج گردید، و از بینی وارد می شد و از دهنش خارج می گردید، و مکرر این عمل را انجام می داد.
مرجانه مادر عـبیدالله پس از شهادت امام حسین علیه السلام به او گفت: ای خبیث، فرزند پیامبر را کشتی؟ هرگز روی بهشت را نخواهی دید

8 ـ حـرمـله:

شیخ طوسی(ره) در امالی می نـویـسـد: منهال بن عمرو از شیعیان و یاران امام سجاد علیه السلام می گوید: پس از زیارت خانه کعبه، به مدینه رفتم و خدمت امام سجاد علیه السلام شرفیاب شدم. امام از من پرسید: ای منهال، از حرمله چه خبر؟ گفتم: هنگامی که از کوفه خارج شدم، زنده بود. امام هر دو دستش را به دعا بلند کرد و چنین فرمود:
«اَللَّهُمَّ اَذِقْهُ حَرَّ الْحَدیدِ. اَللَّهُمَّ اَذِقْهُ حَرَّ الْحَدیدِ. اَللَّهُمَّ اَذِقْهُ حَرَّ النَّارِ؛ خدایا، سوزش شمشیر را بـه او بـچـشان. خدایا، سوزش شمشیر را به او بچشان. خدایا، سوزش آتش را به او بچشان.»
از نفرین امام سجاد علیه السلام، که مظهر عفو و گذشت از خطاکاران بود، معلوم می شود که حرمله چقدر دل اهل بیت پیامبر علیهم السلام را به درد آورده است.
ابو مخنف از امام باقر علیه السلام نقل می کند: هنگامی که علی اصغر در آغوش پدر هدف تیر حرمله واقع شد، امام حسین علیه السلام آنان را نفرین کرد و فرمود:
«وَانْتَقِمْ لَنا مِنْ هؤُلاءِ الظَّالِمینَ؛ خدایا، انتقام ما را از این ستمگران بستان.»منهال گفت: پس از زیارت مدینه، عازم کوفه شدم. وقتی به کوفه رسیدم، مختار به قلع و قـمـع عـاملان حادثه کربلا مشغول بود. من با مختار رفاقت قدیمی داشتم. به قصد دیدار مختار از خانه خارج شدم. وقتی چشم مختار به من افتاد، گفت: هان منهال، کجا بودی تا حالا به دیدن ما نیامدی و در قیام با ما همراه نبودی؟ گفتم: امیر، من به سفر حج رفته بودم.
با هم مشغول صحبت شدیم تا به محله کناسه رسیدیم. خبر دادند که حرمله در این محله مخفی شده است. مـامـوران به سرعت، به جست و جو پرداختند و زمانی نگذشت که فردی را کشان کشان به نزد مختار آوردند. آری، او حرمله بود. تا چشم مختار به او افتاد، با لحن تندی فریاد زد: خدا را شکر که به چنگم افتادی! و بی درنگ، فریاد زد: جلاّد، جلاّد.
جـلاّدان جلو آمدند. مختار دستور داد: اول دو دست او را قطع کنید. (همان دو دستی که با یکی کمان را می گرفت و با دیگری تیر را رها می کرد؛ یک بار گلوی علی اصغر را نشانه گرفت، یک بار چشم اباالفضل علیه السلام را نشانه رفت و یک بار هم قلب حسین علیه السلام را شکافت.) سپس فریاد زد: دو پایش را هم قطع کنید!
ماموران اجرا کردند. آنگاه صدا زد: آتش، آتش.
فوراً چوب های خشک و نازکی را روی بدن نیمه جان او ریختند و آن را به آتش کشیدند.
منهال می گوید: از تعجّب بلند گفتم: سبحان الله!
مختار گفت: علت این جمله ای را که گفتی چه بود؟!
گفتم: گوش کن تا برایت بگویم و ماجرای نفرین امام سجاد علیه السلام را برایش تعریف کردم.
مختار با تعجب پرسید: خودت از امام این نفرین را شنیدی؟!
گفتم: بله. مختار از اسبش پیاده شد و دو رکعت نماز خواند و سجده اش را طولانی کرد، سپس برخاسـت و سوار شد و تا آن وقـت جسد حرمله به زغال تبدیل شده بود.

9ـ زیـد بـن رقـاد:

او از تـک تـیراندازان لشکر عمر سعد بود که در روز عاشورا، تیری به طـرف عبدالله، فرزند امام حسن علیه السلام افکند. آن تیر، دست عبدالله را به پیشانیش دوخت. تیری دیگر نـیـز بـه قلب او افکند و او را بـه شهادت رساند. زید پس از کمی مقاومت، به وسیله افراد عبدالله شاکری یکی از فرماندهان لشکر مختار، تیرباران شد و سپس او را در آتش سوزاندند.

10- عـمرو بن حجّاج زیدی:

وی از سران کوفه و از کسانی بود که نامه دعوت برای امام حسین علیه السلام فرستاد. وی با پانصد نفر، مامور بستن آب بـر روی امـام و اهل بیت علیهم السلام بود. او پس از شکست شورشیان کوفه از ترس به سوی شراف و واقصه فرار کرد و دیگر اثری از او مشاهده نشد

11ـ عبدالله دبّاس:

وی قاتل محمد، فرزند عمار یاسر، بود. او دستگیر و سپس کشته شد، اما پیش از آن، سه نفر از حامیان عمرسعد را بـه مختار معرفی کـرد: عبدالله بن اسید؛ مالک نُمیر؛ حمل بن مالک.

12- منقذ بن مره عبدی:

مختار، عبدالله بن کامـل را به سراغ مـنقـذ بن مـره عـبدی، قـاتل حضرت عـلی اکبر علیه السلام فرستاد، خانه اش را محاصره کردند. او که مردی شجاع و دلیر بود مسلح و سوار بر اسب از خانه بیرون آمد، با نیزه به یکی از سربازان مختار حمله کرد و او را از اسب انداخت ولی آسیبی به وی نرسید، ابن کامـل با شمشیر بر او حمله کرد و چند ضربه شمشیر بر او وارد ساخت ولی چـون زره اش قـوی بود در او اثـر نکرد جز آن که بعدها آن دست شل شد. بالاخره نهیب سختی بر اسب زد که از چنگ سربازان فرار کرده و در بصره به مصعب بن عمیر پیوست.

13- زید بن رقاده قاتل عبدالله فرزند مسلم بن عقیل:

از تـواریخ بر مـی آید که فـرزندانی از مـسلم بن عقیل در کربلا بودند غیر از دو طفلان معروف که در زندان ابن زیاد بوده اند، و ایشان در کربلا جنگیده اند از جمله عبدالله است که زید بن رقاده ملعون با دو تیر او را شهید کرد. تـیر اول به سویش پـرتـاب نمـود و عـبدالله دست خـود را حمـایل قرار داد که تیر دست را به صورتش دوخت و هنگامی که این تیر به او اصابت کرد چنین گفت: بار خدایا اینان ما را کم شمردند و خوار ساختند خداوندا اینها را بکش چنانکه ما را کشتند، و آنان را خوار کن چنانکه ما را خوار کردند؟
همین ملعون تیر دیگری بر او زد که او را شهید کرد، سپس به بالین جوان آمد و با حرکت دادن، تیر را از پیشانی او بیرون کشید ولی پیکان تیر که از آهن بود در پیشانیش باقی ماند و نتوانست آن را بیرون بکشد.
مختار، عبدالله کامل را برای دستگیریش مامور ساخت، خانه اش را محاصره کردند، زید با شمشیر کشیده بیرون آمـد، و چون مرد شجاعی بود ابن کامل دستور داد هیچ کس با نیزه و شمشیر کشیده به او نزدیک نشود بلکه او را تیرباران و سنگباران کنید، به این وسیله او را کشتند، چون احساس کردند هنوز رمقی در بدن دارد؛ فرمان داد تا آتش آورند و او را که هنوز زنده بود آتش زدند.

ج ـ اعدام سایر جنایتکاران

1- مختـار، ابو نمران مالک بن عمرو نهدی، از فرماندهان انقلاب را با گروهی، مامور دستگیری عبدالله بن اسید جُهمنی، مالک بن نسیر و حمل بن مالک نمود ابو نمران آنها را دستگیر کرد و نزد مختار آورد.
مختار بـه شدت به آنان پرخاش کرد و گفت، «ای دشمنان خدا و ای دشمنان کتاب خدا، و ای دشمنان رسول خدا و ای دشمنان خاندان پیامبر خدا، حسین چه شد؟! حسین را بـه من تحویل دهید، ای نامردان! کسی را کشتید که شما را به اقامه نماز امر می کرد!»
آنان گفتند: ای امیر، مجبور بودیم. منّت بگذار و ما را نکش!
مختار فریاد زد، «منّت بر شما بگذارم؟! آیا شما بر حسین، فرزند دختر پیامبرتان، منّت گذاشتید و او را رها کردید و به او آب دادید؟!»
سپس به مالک بن نسیر گفت: تو همان کسی نیستی که کلاه امام را به غارت برد؟ عبدالله بن کامل گفت: آری همین او است.
فرمان داد: دست و پایش را قطع کنید و بگذارید آنقدر دست و پا بزند تا بمیرد، دست و پـایش را بریدند، و در خونش غلطید تا جان داد، سپس دو نفر دیگر را گردن زدند.
مـالک بن نسیر به اندازه ای پست بود که وقتی امام آخرین لحظات حیات را می گذرانید هر کس نزدیک حضرت می آمد تا او را شهید کند دلش راضی نمی شد و برمی گشت، تا این که مالک آمد و شمشیر بر سر امام وارد ساخت که کلاه را شکافت و سر حضرت را زخمی کرد و خـون جاری گـردید. امـام کلاه را از سر برداشت و انداخت و فرمود: «لا اکلت بها و لا شربت حشرک الله مع الظّالمین؛ با این دست نخوری و نیاشامی و خداوند تو را با ستمکاران محشور فرماید.»
چون کلاه امـام از خز بود، مالک آن را برداشت و به کوفه برد و چون خواست آن را بشوید همسرش گفت: وای بر تو لباس پسر پیغمبر را غارت کرده و به خانه من آوردی آن را از خـانه بیرون ببر؟ در اثـر نفرین امام، این مرد تا آخر عمر فقیر و بدبخت بود.
2. ابـو سعید صیقل نقل می کند: «مختار از مخفیگاه چهار تن از عاملان حادثه عاشورا که پیراهن امام حسین علیه السلام را غارت کرده بودند؛ مطلع شد. یکی از فرماندهان انقـلاب به نام عبدالله بـن کامل و همراهان، آنان را دستگیر کردند و نزد مختار آوردند. وقـتـی مـخـتار چشمش به آن جنایتکاران افتاد، فریاد زد: «ای قاتلان سرور جوانان بهشت! دیدید خداوند چگونه شما را به دست انتقام سپرد؟ دیـدیـد آن پـیـراهـن برای شما چه سرنوشتی را رقم زد؟ سپس دستور داد گردن آنان را زدند.»
3. عبداللّه بن صخلب و برادرش، عبدالرحمن، و فردی دیگر به نام عبدالله بن وهب از جمله دستگیر شدگان بودند که در بازار اعدام شدند.
4. یاران مختار عثمان بن خالد و ابی اسماء بشر بـن شـوط، که از قاتلان عبدالرحمن بن عقیل بودند را دستگیر و در کنار چاه جعد گردن زد و چون خبرشان را به مـخـتـار رساندند، مـخـتـار دستـور داد برگـردید و بدنشان را آتـش بزنید تـا خـاکستر شوند.
یکی از کسانی که مانع آب خوردن امام حسین علیه السلام گردید، به مرض استسقا مبتلا گردید و هر چـه آب مـی نـوشـیـد بـاز هـم مـی گـفـت: تـشنه ام، و این به سبب دعای امام حسین علیه السلام بود که دوبار فرمود: خدایا او را تشنه گردان. یکی از کسانی که هنگام مرگ او را دیده است می گوید: در مقابلش یخ گذاشته بودند و او را بـاد مـی زدنـد و پشت سرش آتشدان قرار داشت، با وجود این از گرمای شکم و سرمای پشت می نـالیـد و می گفت: آبم بدهید که از تشنگی مُردم. وقتی کاسه بزرگی را که اگر پنج نفر مـی نـوشـید سیراب می شدند؛ می آوردند، همه را سر می کشید و باز هم می گفت: آبم بدهید که تشنگی مرا کشت، و سرانجام شکم او مانند شکم شتر پاره شد.مختار، نامه ای مفصل برای محمد حنفیّه نوشت و به او اطمینان داد که همه قاتلان امام حسین علیه السلام را به سزای اعمالشان خواهد رساند.
جمعی از عاملان حادثه کربلا از جمله محمّد بن اشعث موفق شدند از دست مختار بگریزند و در بصره، نزد مـصـعـب بـن زبـیـر پـناه بگیرند. اما سپس در جنگ مصعب بر ضد مختار، وارد نبرد گردیدند که جمعی از آنان کشته شدند.
بردگان و موالی و مستـضـعفان، که در قیام مختار جان تازه ای گرفته بودند و پشتوانه اصـلی قـیـام بـودنـد، بـر اشـراف کـوفه چیره شدند و بعضی از آنان اربابانشان را، که در فاجعه کربلا دست داشتند، به قتل رساندند و یا به مختار معرّفی کردند.
و اینگونه شد که قاتلان امام حسین علیه اسلام و فرزندان و یاران ایشان و مسببان واقعه دلخراش کربلا به سزای اعمال خود رسیدند.

نحوه کشته شدن یزید

نقل شده است که یزید روزی با اصحابش به قصد شکار به صحرا رفت. به اندازه دو یا سه روز از شهر شام دور شد، ناگاه آهویی ظاهر شد، یزید به اصحابش گفت: خودم به تنهایی در صید این آهو اقدام می کنم کسی با من نیاید. آهو او را از این وادی به وادی دیگر می برد. نوکرانش هر چه در پی او گشتند اثری نیافتند.
یزید در صحرا به صحرانشینی برخورد کرد که از چاه آب می کشید. مقداری آب به یزید داد ولی بر او تعظیم و سلامی نکرد.
یزید گفت: اگر بدانی که من کیستم بیشتر من را احترام می کنی! آن اعرابی گفت ای برادر تو کیستی؟ گفت: من امیرالمومنین یزید پسر معاویه هستم. اعرابی گفت: سوگند به خدا، تو قاتل حسین بن علی علیهماالسلام هستی ای دشمن خدا و رسول خدا.
اعرابی خشمگین شد و شمشیر یزید را گرفت که بر سر یزید بزند، اما شمشیر به سر اسب خورد، اسب در اثر شدت ضربه فرار کرد و یزید از پشت اسب آویزان شد. اسب سرعت می گرفت و یزید را بر زمین می کشید، آنقدر او را بر زمین کشید که او قطعه قطعه شد. اصحاب یزید در پی او آمدند، اثری از او نیافتند، تا این که به اسب او رسیدند فقط ساق پای یزید روی رکاب آویزان بود.
اللهمَ العَنْ اولَ ظالمٍ ظلمَ حَقَ محمدِ و آل محمد و آخرَ تابعٍ لهُ عَلی ذلک اللهمَ العَنْ العِصابَةَ التی جاهدتِ الحسین و شایَعت و بایَعت و تابَعت عَلی قَتلهِ اللهمَ العَن جَمیعا.


منبع : حوزه نت



لینک منبع

مطلب عاقبت قاتلان امام حسین علیه السلام در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :عاقبت قاتلان امام حسین علیه السلام
http://mofidestan.ir/%d8%b9%d8%a7%d9%82%d8%a8%d8%aa-%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:پنجشنبه 13 مهر 1396-08:33 ق.ظ

شادی و راههای رسیدن به آن


شادی و راههای رسیدن به آن

خبرگزاری آریا –
شادی و راههای رسیدن به آن
یکی از نیازهای اساسی انسان شادی و نشاط است. شادی به زندگی معنا می بخشد و موجب نشاط روحی و سلامتی و افزایش توانایی می شود. انسان شاد می تواند قدم های موفقیت را تند طی کند و در مدرسه و اجتماع نقش سازنده ای داشته باشد.
شادی احساسی زودگذر و ناپایدار است که خیلی از چیزها از وضعیت هوا گرفته تا حساب بانکی تان روی آن تاپیر می گذارد.هیچ کس نمی تواند راهی را به شما پیشنهاد کند که فقط با ایجاد یک تغییر جرئی در زندگی کنونی تان به شادی دائمی برسید و در آن حالت باقی بمانید. ولی راههای زیادی وجود دارد که به کمک آنها می توانید از حالت نگرانی بیش از حد، ناامیدی و ناراحتی درآیید و شاد شوید.
این مقاله راههایی را به شما پیشنهاد می کند
زیاد بخندید
تنها اتفاقات خوشایند، شاد و مطلوب می توانند سطح اندورفین و دیگر هورمون های نشاط آور را بالا ببرند و نیز سطح هورمون های استرس زا را کاهش دهند.
خوب بخوابید
اکثریت ما از داشتن یک خواب کافی و راحت محروم هستیم. یک چرت روزانه داشته باشید، یا ساعت9 شب به رختخواب بروید.اگر خوابتان نمی آمد، مطالعه یک کتاب خوب قبل از خواب می تواند به شما کمک کند تا خواب آرامی داشته باشید
گاهی بگویید نه
کارهایی را که ضروری نیستند و از انجام آنها لذت نمی برید،کنار بگذارید; مثلا اگر برای انجام امور خیریه، به اندازه کافی کسانی هستند که آن را انجام دهند و شما با به عهده گرفتن این کار دچار استرس می شوید، کار را بر عهده دیگران بگذارید.
لیستی از کارهای روزانه خود تهیه کنید
نوشتن کارهایی که می خواهید در طول روز انجام دهید. باعث می شود افکارتان منظم شود و نگرانی از شما دور گردد. با چک کردن این لیست احساس خوبی به شما دست خواهد داد.
بررسی ها نشان داده است افرادی که چند کار را به طور همزمان انجام می دهند، دارای فشار خون بالاتری هستند;مثلا به جای اینکه هم زمان با پختن غذا یا اتو کردن لباس ها، با تلفن هم صحبت کنید، یک جایی بنشینید و تمام توجه خود را روی مکالمه تلفنی تان بگذارید
دنبال انجام دادن چند کار به طور همزمان نباشید
بررسی ها نشان داده است افرادی که چند کار را به طور همزمان انجام می دهند، دارای فشار خون بالاتری هستند;مثلا به جای اینکه هم زمان با پختن غذا یا اتو کردن لباس ها، با تلفن هم صحبت کنید، یک جایی بنشینید و تمام توجه خود را روی مکالمه تلفنی تان بگذارید. یا به جای اینکه هنگام نوشتن گزارش کار، ایمیل تان را هم چک کنید، صفحه ایمیل تان را ببندید و فقط گزارش کارتان را تکمیل کنید. این گونه تمرکز فکری شما نیز بیشتر می شود.
به باغچه تان برسید
تنها استشمام هوای تازه و ورزش کردن نیست که استرس را کاهش می دهد. و باعث می شود احساس خوبی به انسان دست دهد. بلکه تمیز کردن باغچه از علف های هرز،دیدن رویش گل ها و هرس کردن درخت ها نیز با احساس شادی همراه است.
هوا را معطر کنید
محققان دریافتند استشمام بوهای خوشایند و معطر، در کاهش استرس و ایجاد آرامش واقعاً موثرند. در یک بررسی معلوم شد بوی رزماری سطح نگرانی را کاهش می دهدو باعث افزایش هشیاری و سرعت بخشیذن به حل مسائل ریاضی می شود. بوی اسطوخودوس باعث افزایش امواجی از مغز می شود که احساس آرامش را افزایش می دهند.امروزه انواع متعددی از معطر کننده های هوا مثل اسپری های خوشبو کننده، روغن های معطر، ظروف گل خشک معطرو شمع های معطر کننده وجود دارد که می توانید از آنها استفاده کنید.
از اماکن آرامش دهنده دیدن کنید
رفتن به موزه ها، پارک ها و امامزاده هاف مساجد و زیارتگاه ها می توانند باعث ایجاد آرامش در این دنیای پر از استرس شوند. مثلاً ممکن است یک فرد بتواند با رفتن مرتب به مسجد و خواندن نماز جماعت در آنجا، استرس های روزمره خود را دور کند و آرامش عجیبی پیدا کند.
طی یک بررسی معلوم شد کمک به دیگران باعث تقویت شادی، احساس رضایتمندی از زندگی، اعتماد به نفس، سلامت جسمی و کاهش افسردگی می شود
برای کمک به دیگران داوطلب شوید
کمک به دیگران باعث می شود از مشکلات تان دور شوید و نیز به بهبود شرایط اجتماعی شما کمک می کند. همان طور که افراد شاد بیشتر به فکر کمک به دیگران هستند. کمک به دیگران نیز شادی شما را افزایش می دهد. طی یک بررسی معلوم شد کمک به دیگران باعث تقویت شادی، احساس رضایتمندی از زندگی، اعتماد به نفس، سلامت جسمی و کاهش افسردگی می شود.گر چه داشتن روابط اجتماعی با دیگران و بودن در جمع، یکی از عوامل کاهش دهنده استرس است. ولی گاهی اوقات، برای فکر کردن و تجدید قوا نیاز است تنها باشید. مثلاً یکم فیلم مفید یا آرامش دهنده ببینید . یا بعد از ظهرتان را به خواندن کتاب یا گشتن در پارک بگذرانید.
هنگام پیاده روی تمرکز کنید
حتماً می دانید که ورزش کردن خیلی بهتر از داروهای آرامبخش برای کاهش استرس و عصبانیت مفید است. اما تمرکز فکری هنگام پیاده روی می تواند آن رابسیار سودمندتر کند. در یک تحقیق محققان135 نفر را به 4 گروه پیاده روی تقسیم کردند. گروه اول پیاده روی تند انجام می دادند و گروه دوم پیاده روی آرام، گروه سوم پیاده روی آرام همراه با تمرین تمرکز و گروه چهارم یک نوع از تای جی را تمرین می کردند. برای تمرین تمرکز از گروه سوم خواسته شد به گام هایشان توجه کنند و همراه با گام هایشان 1، 2، 1، 2 را تکرار کنند و هم زمان اعداد را در ذهنشان مجسم کنند. تمرکز، یک تکنیک روحی و روانی برای دسترسی به آرامش و یک حالت جسمی است که در آن ضربان قلب آرام می شود و فشار خون پایین می آید. نتایج این تحقیق نشان داد که در گروه سوم، استرس به طور واضحی کاهش پیدا کرده بود و افرادآن کمترین حس منفی و بیشترین حس مثبت اندیشی را درباره خود داشتند. بالاتر از همه، اینکه مقدار کاهش استرس در گروه سوم، مشابه گروه اول بود.
روابط صمیمی داشته باشید
در یک تحقیق با بیش از 1300 مرد و زن از سنین مختلف مشخص شد کسانی که دوستان صمیمی بسیاری داشتند، دارای فشار خون بهتر، سطح کلسترول و قند خون سالم تر و سطح هورمون های استرس زای کمتری نسبت به افرادی که یک یا دو دوست صمیمی داشتند، بودند. همچنین این نتایج بین خانم ها و آقایانی که روابط خوبی با خانواده و همسران و پدر و مادرهایشان داشتند دیده شد و نیز مشخص شد، افرادی که احساس تنهایی می کنند و افسرده و منزوی هستند 3 تا 5 برابر بیشتر از کسانی که احساس عشق و ارتباط و اجتماعی بودن دارند، ئچار مریضی و مرگ زودرس می شوند.
معنویت تان را تقویت کنید
برای خیلی از انسان ها، تقویت اعتقادات مذهبی بقه زندگی شان مفهوم خاصی می دهد.و درک شان از باورهای دینی باعث توجه به آخرت و دوری از گرفتاری های زندگی می شود. حتی اگر مذهبی نباشید معنویت می تواند، برایتان سودمند باشد.
به داشته هایتان فکر کنید نه به نداشته هایتان
کسانی که هر روز آثار جنبه های مثبت زندگی شان( سلامتی، خانواده خوب، دوستان صمیمی، تحصیلات عالیه، کار مورد علاقه و…) را بررسی می کنند شادترند.
منابع: kardanan.com
hawzah.net




لینک منبع

مطلب شادی و راههای رسیدن به آن در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :شادی و راههای رسیدن به آن
http://mofidestan.ir/%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%8a-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d9%87%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%b1%d8%b3%d9%8a%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d9%86-2/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:پنجشنبه 13 مهر 1396-08:07 ق.ظ

فواید استفاده از میز کار ایستاده


                 فواید استفاده از میز کار ایستاده

خبرگزاری آریا – برترین ها – ترجمه از هدی بانکی: زیاد نشستن برای سلامت‌تان ضرر دارد اما آنهایی که کارشان مستلزم پشت میز نشینی‌های طولانی است راهی ندارند جز اینکه چند ساعت یکجا بنشینند. در یک هفته، افراد به طور متوسط هر روز 5 ساعت و 41 دقیقه پشت میز می‌نشینند و 7 ساعت می‌خوابند.
این نتایج تحقیقی است که در سال 2012 توسط انجمن روانشناسی بریتانیا انجام شد. این مطالعه دریافت آنهایی که در محل کارشان بیشتر می‌نشینند به احتمال زیاد بیرون از محل کارشان هم بیشتر می‌نشینند و زمان طولانی‌تر نشسته بودن، با کاهش سلامت روحی و روانی ارتباط داشته است.
کارشناسان توصیه می‌کنند برای خنثی کردن اثرات طولانی نشستن، هر ده دقیقه از جا بلند شوید و حرکت کنید. اما رعایت این توصیه همیشه هم راحت نیست. یک راه حل خوب، استفاده از میزهای ایستاده است که تا حدود زیادی اثرات نامطلوب سبک زندگی یکجا نشینی را کم‌رنگ کند. میز ایستاده میزی است که شما می‌توانید در حالی که ایستاده‌اید یا یک روی چهارپایه‌ی بلند نشسته‌اید روی آن بنویسید، بخوانید و با لپ تاپ و کامپیتوترتان کار کنید. استفاده از میز ایستاده به شما کمک می‌کند مقدار زمان نشستن‌ در ساعات کاری را کم کنید.
فواید استفاده از میز کار ایستاده
1. پیشگیری از چاقی
بیشتر ایستادن تا نشستن در روز به شما کمک می‌کند بیشتر کالری بسوزانید. سوزاندن کالری بیشتر از آنچه می‌خورید، رمز داشتن یک وزن ایده آل و سالم است. به همین دلیل است که کارشناسان توصیه می‌کنند در محل کار به جای میز و صندلی‌های معمولی از میزهای ایستاده استفاده کنید. نشستن‌های طولانی مدت، ارتباط نزدیکی با چاقی و بیماری‌های متابولیکی دارد.
2. کاهش ریسک سرطان
کمبود تحرک بدنی می‌تواند ریسک ابتلا به سرطان‌ها گوناگون را بیشتر کند. هنوز دقیقا معلوم نیست چرا نشستن‌های طولانی، احتمال سرطان را افزایش می‌دهد اما این امکان وجود دارد که ساعت‌ها یکجا نشستن، میزان پروتئین واکنشی C را در افراد بالا ببرد که می‌تواند از عوامل ابتلا به سرطان باشد.
مطالعه‌ای در سال 2015 نشان داد زیاد نشستن با ریسک بالاتر ابتلا به سرطان در زنان، مخصوصا سرطان‌های سلول‌های پلاسما، سینه و تخمدان مرتبط است. این ریسک بالا حتی بعد از در نظر گرفتن شاخص توده‌ی بدنی، فعالیت بدنی و سایر فاکتورها نیز وجود داشت.
3. افزایش طول عمر
ایستادن باعث می‌شود بدن‌تان نوعی فعالیت بدنی انجام دهد که در نتیجه، ریسک انواع بیماری‌ها مانند دیابت و بیماری‌های قلبی و عروقی کم خواهد شد.
مطالعه‌ای در سال 2012 نشان داد طولانی نشستن، احتمال دیابت، بیماری‌های قلبی و عروقی را افزایش می‌دهد اما احتمال ابتلا به دیابت، قوی‌تر بوده است. دانشمندان نتیجه گرفتند کاستن از زمان یکجا نشستن و داشتن سبک زندگی فعال می‌تواند احتمال مرگ زودرس را کم کند.
4. تنظیم قند خون
همیشه یادتان باشد که سبک زندگی یکجا نشینی، یعنی افزایش احتمال دیابت نوع دوم. با استفاده از میز ایستاده می‌توانید به پاکسازی قند از خون‌تان کمک کنید. در واقع این یک راه ساده برای جلوگیری از افزایش ناگهانی قند خون بعد از خوردن غذا است که برای سلامتی مضر است. مطالعه‌ای در سال 2014 دریافت محیط کار با میزهای ایستاده، افزایش ناگهانی قند خون بعد از غذا خوردن را فرو می‌نشاند.
5. اصلاح وضعیت بدن و غلبه بر درد
نشستن پشت میز برای ساعت‌های طولانی می‌تواند وضعیت بدنی‌تان را تغییر داده و دردهایی در کمر و گردن‌تان ایجاد کند. برای بهبود وضعیت بدن و تسکین درد، میز ایستاده بسیار مفید است. همین حرکت ساده‌ی ایستادن، قدرت بدن را بالا برده که در نتیجه منجر به اصلاح وضعیت بدن خواهد شد. وقتی از میز ایستاده استفاده می‌کنید و اسکرین کامپیوترتان نسب به چشم‌های‌تان در وضعیت استاندارد قرار می‌گیرد، مجبور نیستید قوز کنید.
مطالعات نشان داده تغییر وضعیت نشسته به ایستاده هر 30 دقیقه در طول یک روز کاری، نسبت به تمام مدت نشستن، منجر به کاهش قابل توجهی در میزان خستگی و درد پایین کمر در افراد چاق یا دچار اضافه وزن در محل کار می‌شود.
6. افزایش کارآمدی
استفاده از میز ایستاده، کاٰرآمدی و خلاقیت را در محل کار بیشتر می‌کند. مطالعه‌ای که در این مورد انجام شد، کارآمدی واقعی را بین آنهایی که از میزهای ایستاده استفاده می‌کردند و آنهایی که پشت میزهای معمولی نشسته بودند به مدت 6 ماه مقایسه و بررسی کردند. بعد از شش ماه، مشخص شد افرادی که از میزها ایستاده برای کار کردن استفاده کرده بودند، تقریبا 45 درصد کارآمدتر از آنهایی بودند که نشسته کار انجام داده بودند.
توصیه‌هایی برای اینکه بهترین بهره را از میزهای ایستاده ببرید
بدن‌تان را آرام آرام و تدریجا با میزهای ایستاده تطبیق دهید. اگر به یک باره از طولانی نشستن به تمام وقت ایستادن تغییر عادت دهید ممکن است دچار پا درد و کمر درد شوید. بنابراین اگر عادت دارید 6 ساعت یکجا بنشینید، ابتدا آن را به 5 ساعت برسانید و کم کم این زمان نشستن را کمتر و کمتر کنید. هر چند طولانی یکجا نشستن برای سلامت‌تان خیلی مضر است، اما زیاد ایستادن هم می‌تواند به پاهای‌تان فشار وارد کند. از این رو توصیه می‌شود به طور متناوب بنشینید و بایستید.
به ازای هر یک ساعت نشستن، یک ساعت هم پشت میز ایستاده کار کنید. وقتی با میز ایستاده کار می‌کنید باید اسکرین کامپیوترتان با قد شما تناسب داشته باشد تا هم راحت باشید و هم به چشم‌های‌تان فشار نیاید و هم کمرتان درد نگیرد. برای غلبه بر خستگی ناشی از ایستادن، پاهای‌تان را مدام حرکت دهید تا عضلات‌ پاهای‌تان جریان خون مناسب‌شان را حفظ کنند.
اگر روی میز ایستاده‌تان از کامپیوتر استفاده می‌کنید، جای کیبورد و موس را تغییر دهید تا مچ دست‌تان راحت باشد. همچنین می‌توانید از پدهای مناسب برای موس‌تان کمک بگیرید تا مچ دست‌تان هنگام کار با موس، تحت فشار نباشد.
حتی اگر از میز ایستاده استفاده می‌کنید هم باید یادتان باشد استراحت‌های کوتاه برای حرکت کردن و کشیدن عضلات‌تان داشته باشید. این کار هم ذهن‌تان را شفاف کرده و هم خستگی چشم‌های‌تان رابرطرف می‌کند.
اگر دیدید در حالت ایستاده، تمرکزتان کم می‌شود، از زمان نشستن‌تان برای انجام کارهایی که نیاز به تمرکز بیشتر دارند استفاده کنید. اگر از نظر بدنی شرایطش را داشته باشید می‌توانید از میزها تردمیل دار استفاده کنید که همزمان با انجام کار، پیاده روی هم بکنید. یادتان باشد برای استفاده از میز ایستاده‌ی تردمیل‌دار باید حتما کفش‌های راحت به پا کنید.



لینک منبع

مطلب فواید استفاده از میز کار ایستاده در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :فواید استفاده از میز کار ایستاده
http://mofidestan.ir/%d9%81%d9%88%d8%a7%d9%8a%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%8a%d8%b2-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%8a%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%87/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:چهارشنبه 29 شهریور 1396-08:01 ق.ظ

جملات متن های زیبای بازگشایی مدرسه


لینک منبع و پست :جملات متن های زیبای بازگشایی مدرسه
http://www.jazzaab.net/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87.html


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:پنجشنبه 23 شهریور 1396-12:01 ب.ظ

آشنایی با برترین جنگنده های دنیا در سال ۲۰۱۷


لینک منبع و پست :آشنایی با برترین جنگنده های دنیا در سال ۲۰۱۷
http://www.jazzaab.net/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84.html


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:چهارشنبه 8 شهریور 1396-04:27 ق.ظ

گلکسی نوت ۸ سامسونگ بهترین صفحه نمایش جهان را در اختیار دارد


کمپانی سامسونگ به‌زودی پرچم‌دار سری نوت را به بازار عرضه خواهد کرد. لابراتوار دیسپلی‌میت اعتقاد دارد که این محصول دارای بهترین صفحه‌نمایش حال حاضر جهان است.

شرکت سامسونگ در تاریخ ۱۵ سپتامبر سال جاری، پرچم‌دار سری نوت را با نام گلکسی نوت ۸ وارد بازار خواهد کرد. نتیجه‌ی تست‌های انجام‌گرفته توسط دیسپلی‌میت، نشان‌دهنده‌ی کیفیت و روشنایی بالای صفحه‌نمایش نوت ۸ است. این لابراتوار اعتقاد دارد صفحه‌نمایش ۶.۳ اینچی و امولد این محصول، بهترین صفحه‌نمایش حال حاضر جهان است. ماژول اینفینیتی دیسپلی سامسونگ که در گوشی‌های اس ۸ و اس ۸ پلاس به کار گرفته شده، دارای مزایای بسیار زیادی است که قبلا لابراتوار دیسپلی‌میت به بررسی آن‌ها پرداخته بود. ولی شرکت سامسونگ به کیفیت موجود اکتفا نکرده و در فبلت جدید خود یعنی گلکسی نوت ۸، این صفحه نمایش بی‌نظیر را بازهم بهبود داده است.

galaxy note 8

به اعتقاد دیسپلی‌میت، رزولوشن +qHDا(۲۹۶۰×۱۴۴۰) با چگالی ۵۲۱ نقطه در اینچ که روی یک صفحه با اندازه‌ی ۶.۳ اینچ و با نسبت تصویر ۱۸.۵ به ۹ به کار رفته است، در کنار پنل سامسونگ که از مزایایی مانند رندرینگ زیرپیکسل و پیکسل‌های الماسی بهره می‌برد؛ باعث به وجود آمدن صفحه‌نمایشی با کیفیت مثال‌زدنی شده‌اند. یکی از بهبودهای چشم‌گیر گلکسی نوت ۸ نسبت به اس ۸ و اس ۸ پلاس، روشنایی صفحه‌نمایش است. صفحه نمایش جدید دارای روشنایی ۱۲۰۰ نیت است که نسبت به مدل قبلی ۲۰۰ نیت افزایش یافته است. همچنین محصول جدید با ۴ پروفایل رنگ مختلف به فروش می‌رسد که توسط کاربر قابل انتخاب است. مدل اصلی از سیستم رنگی sRGB gamut استفاده می‌کند و در کنار آن نمایش پویا، امولد سینما و امولد فوتو می‌توانند انتخاب‌های دیگری برای کاربران باشند. در این بین دیسپلی‌میت معتقد است که حالت رنگ پایه باید اعتدال را در کاربردهای مختلف رعایت کند تا بتواند رضایت کاربران به دست آورد.

مقاله‌های مرتبط:

محدوده‌ی رنگ gamut صفحه نمایش فبلت به ۱۱۲ درصد از فضای DCI-P3 محدود می‌شود و اجازه می‌دهد که گلکسی نوت ۸ رنگ‌ها را با دقت بیشتری در محیطی با نور بالا نشان دهد؛ درحالی‌که پنل نیز از زاویه‌ی دید مناسبی برخوردار است و در زاویه ۳۰ درجه، روشنایی آن ۲۹ درصد کاهش می‌یابد و تغییر رنگ در زوایای مختلف به حداقل خود رسیده است که در مقایسه با بهترین پنل‌های ال‌سی‌دی که از ۵۵ درصد کاهش نور در زاویه‌ی ۳۰ درجه رنج می‌برند؛ رقم شگفت‌انگیزی است. سامسونگ موفق به بهبود حالت صرفه‌جویی در مصرف انرژی گلکسی نوت ۸ در مقایسه با اس ۸ و اس ۸ پلاس شده؛ ولی میزان مصرف انرژی در حداکثر کارایی، مشابه با دو مدل قبلی است.

note 8

گلکسی نوت ۸ از سوی Uhd Alliance موفق به کسب گواهینامه‌ی HDR Premium شده است که معمولا به تلویزیون‌های 4K UHD با کیفیت بالا داده می‌شود که قادر به ارائه‌ی قابلیت‌های HDR، نظیر امکان نمایش طیف گسترده‌ای از رنگ‌ها، روشنایی و کنتراست هستند. پنل اولد این فبلت، نمایش دقیق رنگ‌های سیاه و سفید را ضمانت می‌کند؛ درحالی‌که پردازشگر ویدیوی آن می‌تواند محتوای استاندارد را بهبود دهد تا تصویری مشابه فیلم‌هایی که به‌طور خاص برای مشاهده به‌صورت HDR ساخته شده است، نمایش داده شود. علاوه بر این موارد، دیسپلی‌میت به ستایش کارایی «حالت شب» جدید سامسونگ و فیلتر نور آبی و استفاده از گوریلاگلس ۵ خمیده برای حفاظت هرچه بیشتر صفحه‌نمایش در مقابل ضربه و خراش و سایر صدمات فیزیکی پرداخته است. گلکسی نوت ۸ در بسیاری از نقاط جهان آماده‌ی پیش‌فروش است و سامسونگ انتظار دارد این محصول در تاریخ ۱۵ سپتامبر در بازار‌های آمریکا، کانادا، اروپا و استرالیا و چند کشور دیگر عرضه شود.



لینک منبع

مطلب گلکسی نوت ۸ سامسونگ بهترین صفحه نمایش جهان را در اختیار دارد در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :گلکسی نوت ۸ سامسونگ بهترین صفحه نمایش جهان را در اختیار دارد
http://mofidestan.ir/2017/08/29/%da%af%d9%84%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%aa-%db%b8-%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%b3%d9%88%d9%86%da%af-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b5%d9%81%d8%ad%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%ac/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:چهارشنبه 8 شهریور 1396-04:01 ق.ظ

آلبینسم


آلبینسم

خبرگزاری آریا –
علل بیماری آلبینیسم, بیماری زالی
زالی یا آلبینیسم نوعی بیماری ژنتیکی و تا حدی شایع در بین جوامع انسانی است
آلبینسم (به انگلیسی: Albinism) یا زالی نوعی بیماری ژنتیکی از نوع اتوزومی مغلوب است است که به دلیل نقص مادرزادی یک آنزیم، تیروزین به ملانین تبدیل نمی‌شود. عدم توان تولید رنگدانه ملانین موجب می‌شود که رنگ پوست بیمار سفید باشد.
آلبینیسم از كلمه یونانی (Albus) به معنی سفید گرفته شده است. آلبینیسم یك خطای ارثی است، كه نتیجه آلل های مغلوبی است كه از پدر و مادری كه ناقل آن هستند به فرزندان منتقل می شود. تغییرات ژنی زیادی وجود دارند كه اثبات شده، كه با آلبینیسم مرتبط هستند.
علائم و نشانه ها
• بیشتر بیمارانی که به 1OCA مبتلا هستند، پوست و موی سفیدی همچون برف دارند و این در حالی است که اثری از رنگدانه در چشمان آنها نیز دیده نمی‌شود. در این افراد عنبیه چشم به رنگ آبی بسیار ملایم است، حال آن‌ که ممکن است مردمک چشم قرمز رنگ باشد. این سرخ رنگی ناشی از نوری است که وارد مردمک شده و رگ‌های خونی درشبکیه را منعکس می‌کند.
• البته به صورت طبیعی مردمک چشم مشکی است، زیرا مولکول‌های رنگدانه در شبکیه، نوری را که وارد چشم می‌شود جذب می‌کنند و از پرش آن به محیط اطراف جلوگیری می‌کنند (نام دیگر این نوع زالی کامل است).
• در بیمارانی که به نوع 2OCA مبتلا هستند نیز مقادیر بسیار کمی رنگدانه تولید می‌شود و از این رو ممکن است موی این افراد بلوند روشن تا قهوه‌ای روشن باشد(نام دیگر این نوع زالی چشم است).
• معمولا عنبیه این افراد از طیف رنگی آبی تا خاکستری روشن است و مردمک نیز قرمز تیره تا خاکستری روشن.
• در کل، بیماران مبتلابه آلبینیسم حساسیت زیادی به نورهای روشن و شدید و درخشندگی آن دارند. کندی در بینایی در دوران کودکی از مهم‌ترین نشانه‌های این بیماری است که پزشکان توجه خاصی به آن دارند.
• از سوی دیگر، دوربینی و نزدیک‌بینی که باناهمخوانی در بینایی همراه است، این افراد را با مشکلات زیادی همراه می‌کند. اما انحراف در چشم‌ها که هم به صورت عمودی و هم افقی است، از دیگر نشانه‌های روشن ابتلا به این بیماری به شمار می‌آید.
انواع طبقه بندی آلبینیسم:
علل بیماری آلبینیسم, بیماری زالی
بیماران مبتلابه آلبینیسم حساسیت زیادی به نورهای روشن و شدید و درخشندگی آن دارند
آلبینیسم به دو گروه تقسیم می شود:
· تیروزیناز مثبت
· تیروزیناز منفی
در مورد تیروزیناز مثبت، آنزیم تیروزیناز وجود دارد ولی نمی تواند سلول های تولید كننده رنگیزه را به تولید ملانین وادار كند و در واقع آنزیم به فرم غیر فعال است. در مورد تیروزیناز منفی، اصلا آنزیم لازم برای سنتز ملانین وجود ندارد.
دو گروه اصلی آلبینیسم در انسان
* (OCULOCUTANEOUS): در آلبینیسم نوع اول از دست رفتن رنگیزه در مو، چشم ها و پوست رخ می دهد.
* (OCULAR): در آلبینیسم نوع دوم (چشمی) فقط چشم ها دچار كمبود رنگیزه هستند. افراد دارای آلبینیسم چشمی، مو و پوست نرمال دارند و بسیاری حتی ممكن است رنگ چشم نرمال نیز داشته باشند.
علل بیماری آلبینیسم
علل بیماری آلبینیسم, بیماری زالی
زالی یا آلبینیسم نوعی بیماری ژنتیکی و تا حدی شایع در بین جوامع انسانی است که بر اثر آن بدن قادر به ساخت رنگدانه ملانین نبوده و پوست، مو و چشمان شخص زال رنگ روشنی به خود می گیرد. زالی به دو صورت چشمی پوستی و چشمی در انسان ها دیده می شود.
انتقال بیماری
ژن زالی مغلوب است یعنی اگر فردی یک ژن زالی که در واقع ژن ساخت ملانین است که به دلایلی معیوب شده روی یک کروموزوم داشته باشد اگر ژن سالم دومی کروموزوم دیگر داشته باشد آن ژن سالم وظیفه ژن معیوب را برعهده می گیرد و فرد دچار زالی نمی شود.
اگر فرزندی از پدر و مادری که هر دو یک ژن زالی دارند متولد شود 25 درصد احتمال دارد که کودک زال باشد، 50 درصد احتمال ناقل بودن وجود دارد یک ژن معیوب داشته باشد و 25 درصد احتمال دارد که ژن های کاملا سالم داشته باشد.
اگر یکی از والدین سالم و دیگری زال باشد همه فرزندان ناقل و اگر یکی ناقل و دیگری زال باشد 25 درصد احتمال ناقل بودن فرزند و 75 درصد احتمال زال بودن فرزندان وجود دارد. اگر والدین هر دو زال باشند همه فرزندان زال خواهند شد.
مشکلات بیماران زال
علل بیماری آلبینیسم, بیماری زالی
ο مشکلات بینایی یکی از این مشکلات است. برخی افراد مبتلا به زالی دید بسیار کمی دارند. بعضی تقریبا نابینا هستند. علاوه بر این مورد، اشکالات بینایی دیگری همچون لوچی، تنبلی چشم و آستیگماتیسم نیز ممکن است در این افراد وجود داشته باشد.
ο ملانین علاوه بر رنگ دادن به پوست، چشم‌ها و موها، از پوست در برابر نور خورشید محافظت می‌کند. بدون ملانین کافی پوست توان محافظت از خود را نخواهد داشت. افرادی که زالی دارند، زودتر دچار آفتاب سوختگی می‌شوند. بنابراین لازم است حتماً از کرم ضدآفتاب استفاده کنند.
ο این افراد ممکن است به پیری زودرس مبتلا شوند.
ο براساس تحقیقات مشخص شده است که مبتلایان به آلبینیسم به شدت در معرض خطر ابتلا به نوعی سرطان پوستی موسوم به «کارسینوما» قرار دارند. کارسینوما، غده سرطانی لایه برونی پوست بدن است که ممکن است لایه‌های عمقی پوست را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
پیشگیری
از آنجا که این بیماری ارثی است راهی برای پیشگیری وجود ندارد.
درمان بیماری
علل بیماری آلبینیسم, بیماری زالی
برخی افراد مبتلا به زالی دید بسیار کمی دارند
چون بیماری ژنتیکی است درمان علامتی است. به عنوان مثال محققان علوم پزشکی به مبتلایان به این بیماری توصیه می‌کنند که تا حد امکان خود را از نور خورشید محافظت کنند. اما هنوز یک روش درمانی قطعی برای کمک به این افراد ارائه نشده است.
گردآوری: بخش زیبایی بیتوته
منابع:
alodoctor.ir
lms.bums.ac.ir




لینک منبع

مطلب آلبینسم در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :آلبینسم
http://mofidestan.ir/2017/08/30/%d8%a2%d9%84%d8%a8%d9%8a%d9%86%d8%b3%d9%85/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:پنجشنبه 2 شهریور 1396-08:28 ق.ظ

نسل جدید لندروور دیفندر به زودی در سراسر جهان عرضه میشود


لندروور دیفندر

لندروور دیفندر ، شرکت لندروور در سال 2016 پس از 30 سال تولید شاسی بلند نمادین Defender را به پایان رساند. این خودرو با قطع تولید آن موجب ناامیدی طرفداران شد زیرا انتظار می رفت تولید ادامه داری داشته باشد.

اما همانطور که می دانید دردها موقتی هستند و ناامیدی درباره دیفندر نیز این گونه می باشد.
براساس گزارش ها نسل بعدی دیفندر در سال‌های آینده صورت گرفته وعرضه آن جهانی خواهد بود.
به گفته Automotive News، لندروور دیفندر نسل جدید با همان ساختار D7U برپایه رنجروور و رنجروور اسپرت به تولید می رسد.

پلتفرم آلومینیومی موجب کاهش وزن دیفندر شده و همین امر کاهش هزینه به دنبال خواهد داشت.
باتوجه به اینکه قاب مدل مترادف با برخی مدل های دیگر است،
لندروور وعده داده دیفندر جدید همچنان یک مدل در کلاس خود باقی می ماند.

احتمالا در آینده نزدیک نسخه مفهومی آن رونمایی می شود. Gery McGovern مدیر اجرایی کمپانی اخیرا در مصاحبه ای بیان داشت که نسل جدید لندروور دیفندر با سبک بدنه مختلفی راهی بازار خواهد شد. همچنین مدل می تواند در قالب دو درب و چهار درب به فروش برسد و می تواند با پیشرانه چهار سیلندر Ingenium جگوار لندروور همراه باشد. سال گذشته در ماه سپتامبر JLR سرمایه گذاری 39.5 میلیون دلاری برای فناوری جدید موتورهای Ingenium کرده است.

لندروور دیفندر

گزارش جدید می گوید دیفندر نسل جدید در تمامی بازارهای جهانی به فروش می رسد ،
می تواند این امر خوشایند باشد. تعداد محدودی از دیفندر در بین سال های 1993 تا 1997 ،
در بازار ایالات متحده به فروش رسیدند. احتمالا نسل جدید دیفندر در کارخانه Nitra اسلواکی،
جگوارلندروور به تولید می رسد. به هر حال برای کسب جزئیات بیشتر باید منتظر ماند،
تا مشخص شود بریتانیایی ها چه برنامه ای در سر دارند.

پرشین خودرو



لینک منبع

مطلب نسل جدید لندروور دیفندر به زودی در سراسر جهان عرضه میشود در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :نسل جدید لندروور دیفندر به زودی در سراسر جهان عرضه میشود
http://mofidestan.ir/2017/08/23/%d9%86%d8%b3%d9%84-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%84%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%81%d9%86%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%b3/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:پنجشنبه 2 شهریور 1396-08:01 ق.ظ

آقا شاگرد نمی‌خواهید؟


مروری بر تابستان‌های پركار و پربار ما


آقا شاگرد نمی‌خواهید؟


کودک و نوجوان > فرهنگی – اجتماعی – فرهاد حسن‌زاده:
«اوقات فراغت»؛ فکر می‌کنم این مفهوم اوقات فراغت چند سالی است که اختراع شده و مربوط به دهه‌های اخیر است. مثل گوشی موبایل و بازی‌های دیجیتال و سرگرمی‌های دیگر که تابستان‌ها بازارشان داغ‌تر می‌شود.

به تابستان‌های آن سال‌ها كه فكر می‌كنم دلم برای كودكی‌های خودم تنگ می‌شود. كودكی‌هایی كه انگار همه‌‌چیز واقعی بود و ما فرصت این را داشتیم كه زندگی را تجربه كنیم و مثل خرگوشی در دل جنگل هم بزرگ شویم و هم مواظب خودمان باشیم كه مبادا شیری ما را ببلعد.

از سویی دیگر فکر می‌کنم همان دوران و فعالیت‌هایش بود که شخصیت ادبی و هنری مرا شکل داد.آن سال‌ها مدرسه كه تمام می‌شد اكثر بچه‌ها راه می‌افتادند توی خیابان‌ها، به در مغازه‌ها می‌رفتند و می‌گفتند: «آقا شاگرد نمی‌خواهید؟» و تجربه آغاز می‌شد.

دوچرخه شماره ۸۸۴

  • تجربه‌ی آدامس‌فروشی

اولین تجربه‌ای كه از كار‌كردن در ذهن دارم آدامس فروشی است. بچه‌هایی را دیده بودم كه این كار را می‌كردند و فكر كرده بودم چرا من این كار را نكنم؟ پدرم مغازه‌ی خواروبارفروشی داشت. مغازه‌ای كه اگر این زمان بود بهش مینی‌سوپر می‌گفتند.

در مغازه‌ی پدرم همه‌چیز پیدا می‌شد. از سوزن خیاطی بگیرید تا نخود و لوبیا و تله‌موش و پستانك بچه. وقتی از پدرم خواستم كه یك جعبه‌ آدامس بدهد تا ببرم توی خیابان‌ها بچرخم و بفروشم، اخم‌هایش را در هم كرد و گفت: «لازم نكرده.»

من گفتم لازم كرده و هی اصرار پشت اصرار. ولی او قبول نمی‌كرد. آخرش دست به دامن بی‌بی‌ام شدم. توی خانه‌ی ما همیشه بی‌بی حرف آخر را می‌زد. بی‌بی مادربزرگم بود و با ما زندگی می‌كرد. پیرزنی لاغر و قدبلند و مهربان كه گاهی قصه برایمان می‌گفت و گاهی مهربانی‌اش از جیبش با یك شكلات مینو بیرون می‌زد.

صبح زود با یك جعبه آدامس راه افتادم توی خیابان‌ها. یك جعبه‌ی آدامس خروس‌نشان كه فكر كنم صدتایی آدامس داخلش چیده شده بود. هفت سالم بود و نمی‌دانستم كسی كله‌ی سحر آدامس نمی‌خرد. به هر‌كس كه می‌رسیدم گردنم را كج می‌كردم و می‌گفتم: «آقا آدامس، خانم آدامس، آدامس خروس‌نشان دارم یه قرون.»

تابستان‌های آبادان خیلی داغ بود و مردم صبح‌ها بیرون نمی‌آمدند، مگر این‌كه بخواهند سر كار بروند. در عوض غروب‌ها می‌زدند بیرون و می‌رفتند خرید و سینما و باشگاه و تفریح. اما كار من به غروب نكشید. لنگ ظهر بود كه خوردم به تور چند تا بچه‌ی شرور.

توی یكی از پارك‌ها بسته‌ی آدامس را گذاشته بودم روی نیمكتی و رفته بودم سراغ بازی. سرسره‌ها داغ بودند و پوست آدم تاول می‌زد. ولی كیف می‌داد و نمی‌شد از سرسره گذشت. تكه‌مقوایی پیدا كردم و زیرم انداختم و شروع كردم به سُر خوردن.

یك مرتبه سروكله‌شان پیدا شد. داشتند می‌رفتند طرف آدامس‌ها. با كله دویدم طرفشان و جعبهی آدامس را برداشتم. یكی‌شان كه گنده‌ترین‌شان بود گفت: «نترس، می‌خواهیم بخریم.»

پنج نفر بودند و گفتند پنج‌تا می‌خواهیم. من خوشحال بسته را گرفتم جلویشان كه بردارند. یك مرتبه بووووم. یكی‌شان زد زیر دستم و آدامس‌ها توی هوا پخش شدند. تا آمدم به خودم بجنبم شروع كردند به غارت آدامس‌های بر زمین ریخته.

با گریه برگشتم خانه. همه سرزنشم می‌کردند و این وسط فقط بی‌بی بود كه دلداری‌ام می‌داد. اولین تجربه‌ی شکست و اولین رویارویی با واقعیت‌های موجود. دنیا فقط رؤیاهای ذهنی من نبود.

دوچرخه شماره ۸۸۴

  • موفقیت چه‌طور به دست می‌آید؟

برادری دارم كه چهارسال از من بزرگ‌تر است. او هم اهل کار و کاسبی بود. یك سال با او شریك شدم و «شانسی» فروختم. شانسی چی بود؟ شانسی عبارت بود از تعدادی اسباب‌بازی و خرت‌وپرت ریز و درشت که در یك كیسه‌ی پلاستیكی جمع شده بود.

اسم این محتویات روی برگه‌های كوچكی نوشته شده بود و هركس دو ریال می‌داد و یك كاغذ بیرون می‌كشید. شانسش هرچه بود به او تقدیم می‌كردیم. بزرگ‌ترین و باارزش‌ترین شیء آن، یك توپ پلاستیكی بود یا یك عروسك. كم‌ارزش‌هایش هم مدادتراش و گیره‌ی موی ‌سر بود.

دوتایی توی كوچه‌های آفتاب‌زده می‌چرخیدیم و شانسی می‌فروختیم. درآمدش خوب بود. حالا كه فكر می‌كنم درآمد برای من مهم نبود. مهم گشتن و داد‌زدن و هیجان فروش بود. ولی توی این كار جرزنی هم بود و باید مراقب راهزن‌های محلی هم می‌بودی.

فكرش را بكن یك آقای جوان 100 كیلویی به عشق بردن توپ لاكی، یک شانسی می‌خرید و به جای توپ، یك گیره‌ی موی سر دخترانه نصیبش می‌شد. گاهی این جایزه از فحش هم بدتر بود. درس مهم این شغل: موفقیت، شانسی به دست نمی‌آید.

  • خوش‌بختی، كار، عكاسی

تابستان‌هایم پر از حرکت و کار و شوق بود. اگر بخواهم از همه بگویم حوصله‌ها می‌طلبد. اگر بخواهم از فروش آب‌یخ توی بازار جمشید‌آباد به رهگذرهای تشنه بگویم، یا «تیسه‌گردی» توی محله‌های کارمند‌نشین شرکت نفت برای پیدا‌کردن بطری و سیم‌مسی و زباله‌های بازیافتی و فروش آن‌ها، یا ساعت‌ها ایستادن در مغازه‌ی خواروبارفروشی پدر، یا درست‌کردن سیمان و گچ و بریدن سنگ و به اصطلاح سنگ‌بری، یا درست‌کردن فرفره با کاغذهای رنگی و فروششان توی پارک‌ها.

این‌ها بخشی از شادی ما در نوجوانی بود. اما شیرین‌ترین بخش آن زمانی بود که در گروه تئأتر کانون‌ پرورش فکری كودكان و نوجوانان بودم.

نوشته‌هایم، نمایش‌نامه‌هایی که تکی یا گروهی می‌نوشتیم و چندماه تمرین و بعد اجرا می‌کردیم. بهترینِ بهترینِ بهترین دوران همان بود که یادش تا همیشه با من است. جایی که دریچه‌های ادبیات و هنر به رویم گشوده شد و تأثیرش تا حالا مانده است.

سال‌های آخر نوجوانی کارمان را با هنرمان گره می‌زدیم. حاصل مالی یک تابستان را به عکاسی « ژرژ یونانی» بردم و یک دوربین عکاسی و وسایل چاپ عکس خریدم.

نمی‌توانم جلوی اشک‌هایم را بگیرم. زندگی با همین یادآوری‌هایی که اشک انسان را درمی‌آورد زیباست. من آدم خوش‌بختی بودم. خوش‌بخت‌ترین بچه‌ی روی زمین که می‌توانستم صبح و ظهر و عصر بروم عکاسی کنم و شب توی تاریک‌خانه‌‌ای که ساخته بودم عکس‌هایم را چاپ کنم. شما چه‌قدر احساس خوش‌بختی می‌كنید؟

دوچرخه شماره ۸۸۴

یكی از سفارش‌هایی كه برادرم در مغازه می‌گرفت، سفارش سنگ قبر بود. خب، یك آقای بدترکیب و خوش‌خط می‌آمد و متنی را روی سنگ مرمر یا سنگ سیاه خطاطی می‌كرد و ما هم نوشته‌ها را با قلم و چكش حكاكی می‌كردیم.

تازه استعداد داستان‌نویسی‌ام كشف شده بود و من یك‌هو سوژه‌ای به ذهنم رسید. مردی كه كار اصلی‌اش سنگ‌تراشی است. او سنگ قبر همه را آماده می‌كند و یك روز می‌میرد. بعد خانواده‌اش متوجه می‌شوند كه سنگ قبر خودش را شب پیش آماده كرده است.

  • هیجان، داربست، داستان

گفتم که برادرم خیلی اهل كار بود و جسارتش از من بیش‌تر بود. او توانست پس از یكی دو سال كار در یك مغازه‌ی سنگ‌فروشی با فوت و فن كار آشنا شود و برای خودش مغازه‌ی سنگ‌فروشی باز كند. من هم می‌رفتم كمكش. هم فال بود و هم تماشا. هم حقوق ‌می‌گرفتم و هم هوای داداش را داشتم.

اما كارهای سنگ‌فروشی متنوع و طاقت‌فرسا بود. اول از طاقت فرسایی‌اش بگویم كه وقتی یك كامیون سنگ از اصفهان می‌رسید و معمولاً هم شب می‌رسید، باید در عرض چند‌ساعت خالی می‌شد و خالی‌كردن یك كامیون سنگ… فكرش را بكنید…

برادرم سفارش سنگ‌كاری ساختمان می‌گرفت. از صفر تا صد نمای ساختمان را انجام می‌داد. بخشی از كارش هم بستن داربست فلزی بود. این كار را دوست داشتم. سخت بود و خطرناك، ولی هیجان‌انگیز بود. لوله‌های زنگ‌زده و قهوه‌ای را عمودی و افقی به هم وصل می‌كردیم تا كارگرها بتوانند بروند بالای داربست‌ها و كار كنند.

این «وصل می‌كردیم» را كه می‌گویم به این سادگی‌ها نبود. فكرش را بكنید! یك لوله‌ی شش متری را كه معادل چهار برابر قد خودم بود سرپا می‌كردم و می‌بستم به لوله‌ای دیگر و… وقتی تمام می‌شد کیف داشت. شبیه نوشتن یک داستان بود آن‌وقت‌ها.

بگذریم كه یك‌بار از بالای طبقه‌ی سوم افتادم روی تخته‌های طبقه‌ی دوم و آویزان شدم به طرف داربست طبقه‌ی اول. در سیزده‌سالگی سقوط را هم تجربه کردم.

دوچرخه شماره ۸۸۴

آها… یادم رفت بگویم در یك دوره‌ی كوتاه یك ماهه هم شاگرد یك آرایشگاه بودم. شاگرد كه چه عرض كنم چون هیچ‌وقت موی كسی را كوتاه نكردم. اصلاً اجازه‌ی دست‌زدن به قیچی را نداشتم مگر برای تمیزكاری. به تنها چیزی که اجازه داشتم دست بزنم جارو و خاک‌انداز بود. حقوق هم نمی‌گرفتم. یعنی قرارمان این بود كه حقوقی نگیرم و فقط از راه انعام به مال و منال(!) برسم.

اوستا یادم داده بود وقتی مشتری كارش تمام می‌شود و از روی صندلی بلند می‌شود، با یك برس خرده موهای ریخته بر لباسش را تمیز كنم و لبخند بزنم تا او به من انعام عنایت بفرماید. توی محله‌ای که من کار می‌کردم آدم لارژ کم پیدا می‌شد و همیشه سرم بی‌کلاه می‌ماند. یكی از دغدغه‌های آن دوران من این بود:‌ خوش به حال كچل‌ها!

دوچرخه شماره ۸۸۴

كم‌كم دارد یادم می‌آید. یك تابستان هم مهمان یك مغازه‌ی قصابی بودم. سروكله‌زدن با لاشه‌های گوشت و چربی و استخوان عذاب‌آور بود. این كار اصلاً تخیل برانگیز نبود و داستان یا شعری از دلش بیرون نمی‌آمد. تنها جذابیت آن شغل این بود که هر‌شب چرخ‌گوشت را باز و تمیز کنم. با هم رفیق بودیم و من از صدایش خوشم می‌آمد و او هم از صدای من.

شغل قصابی، با‌ مرام و پهلوانی و سبیل رابطه‌ای پنهانی داشت. مردی كه پیشش كار می‌كردم آدم با‌مرامی بود و سبیل‌های پرپشتی داشت و همین پنج سال پیش فوت كرد. او شوهرخواهرم بود.

  • لذت هل‌دادن گاری

یك سال زدم توی كار بستنی‌فروشی. بستنی‌فروشی بهتر از آدامس‌فروشی بود. بستنی توی گرمای طاقت‌فرسای جنوب می‌چسبید. نزدیك‌ خانه‌مان یك كارگاه تولید بستنی بود. اما بستنی را كه نمی‌شد توی سینی گرفت و فروخت. یا باید توی چوب‌پنبه‌های سفیدی كه سرما را در خودش نگه می‌داشت فروخت یا گاری.

گاری بستنی خیلی با كلاس بود. اما به همه گاری نمی‌دادند، مخصوصاً به بچه‌های كم‌سن و سال. خدا می‌داند چه‌قدر رفتم و آمدم و با چوب‌پنبه بستنی فروختم تا راضی شدند به من هم گاری بدهند. اما گاری یك ضامن معتبر می‌خواست. برادرم را بردم و شناسنامه‌ام.

خدایی‌اش هل‌دادن گاری را خیلی دوست داشتم و داد‌زدن «بستنی كیم! بستنی كیم!» من آدم كم‌رویی بودم و گاری بستنی به من اعتماد به نفس می‌داد. بگذریم كه یك‌بار توی دست‌اندازهای بزرگ كوچه، چرخ کوچک گاری‌ام شكست و تا آمدیم درستش كنیم شب شد و سی‌چهل‌تایی بستنی آب شده روی دستم ماند.

بگذریم كه آن‌روز خودم پنج‌تا بستنی خوردم و دوستانم را هم به خورش‌بستنی دعوت كردم. بستنی‌های چوبی شل‌ و ول كه با قاشق هم به دهان نمی‌رسید. برای همیشه یاد گرفتم: زمان با كسی شوخی ندارد. همین طور فهمیدم كه تكنولوژی گاهی مایه‌ی دردسر است.

دوچرخه شماره ۸۸۴



لینک منبع

مطلب آقا شاگرد نمی‌خواهید؟ در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :آقا شاگرد نمی‌خواهید؟
http://mofidestan.ir/2017/08/24/%d8%a2%d9%82%d8%a7-%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%af%d8%9f/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :وبلاگ
تاریخ:جمعه 13 مرداد 1396-08:53 ق.ظ

داستان زیبای مرد فانوس به دست

 

 

مرد فانوس به دست,داستان مرد فانوس به دست,داستانک,سرگرمی,سایت سرگرمی

در خبرها اورده اند که مردی صبح گاهان برای ادای نماز صبح روانه مسجد شد در راه پایش سر خورد و در گودالی اب فرود آمد به منزل برگشت و پس از تعویض لباس دوباره روانه مسجد شد .

دوباره همانجا سر خورد و به گودال افتاد. مرد به سوی خانه برگشت برای بار سوم لباس پوشید و روانه خانه خدا گردید.

وقتی به گودال آب رسید دید مردی فانوس به دست منتظر او ایستاده …

مرد فانوس به دست گفت من منتظر تو هستم تا تو را به سلامت به مسجد رسانم

عابد قصه ما از او تشکر کرد و با هم روانه مسجد شدند

وقتی به مقصد رسیدند مرد عابد قصه ما از مرد فانوس به دست پرسید

تو که هستی و برای چه به من کمک کردی .. مرد فانوس به دست جواب داد ….

من شیطانم .. بار اول که به زمین خوردی دوست میداشتم که ازبرگشتن منصرف شوی

ولی تو با برگشت خود موجب شدی خداوند تمام گناهان خویشاوندانت را عفو نمایدو در مرتبه دوم که به زمین خوردی لباس پوشیدی و برگشتی.

خداوند گناهان تمام مردم دهکده ات را بخشید.

ترسیدم اگر بار دیگر به زمین بخوری خداوند به خاطر تو از سرتقصیرات تمام مردم زمین بگذرد بنابراین چاره را در آن دیدم که شما را به سلامت به مقصد رسانم.

The post داستان زیبای مرد فانوس به دست appeared first on جذاب.


لینک منبع و پست :داستان زیبای مرد فانوس به دست
http://www.jazzaab.net/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d9%81%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa.html


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3